jana2017jana2017دنبال کردن
کپی متن در حافظه موقتکپی آدرس در حافظه موقتگزارش تخلف
[ هر وقت پ
jana2017[ هر وقت پشتم خالی میشه و حس میکنم کسی و ندارم ک ب حرفام قشنگـ گوش کنه جم میکنم میرم پیش بی بی
در زدم بی بی در وا کرد گفتم چ عجب الهی قربونت برم گفتم خدانکنه بی بی گفت بیا داخل گفتم ن بی بی اومدم ی توک پا ببینمت و برم روم نشد برم داخل دلم آشوب بود چادر رنگیشو کشید سرش گفت بیا جون بی بی بیا ی چایی بخوریم با هم بعد برو گفتم چشـٔم ❤👒👀
رفتم تو ایوان بی بی سماور و چایش اماده بود ی لیوان چایی
ریخت برام و با مهر محبت داد دستم ی نگا بهم انداخت گفت پریشونی بی بی گفتم ن بی بی یکم مشغله کاری داشتم و خونه و اینا یکم فکرم درگیره ی مکسی کرد و گفت دلـــتو بآختــی سکوت سنگینی کردم و چایی تو دستم یخ کرد خودش گفت این سکوت علامت رضاس گفتم برام مهمه بی بی گفت توام براش مهمهی ی نگاه نگران کردم ب بی بی بهم گفت ی کار کن ک براش مهم باشی توام ....
پ ن : ادامــه‍ ** پســت بعدمــونــ😌🍃❤ #انیس_نویس •~• 🌺
☆♬○♩●♪✧♩  ♬♩♪♩ ♩♪♩♬

#خاص #جذاب #wallpaper
بیشتر ...
نمایش همه 22 نظر
۱ هفته پیش