روزی ازکوچه پس کوچه های پایین شهرمیگذشتم،چشمم به مردی بالباس...

روزی ازکوچه پس کوچه های پایین شهرمیگذشتم،چشمم به مردی بالباس وکفش های گران قیمت افتادکه به دیواری خیره شده بودمیگریست.نزدیکش شدم وبه نقطه ای که خیره شده بودبا دقت نگاه کردم نوشته شده بود:

" این هم میگذرد"
علت را پرسیدم،گفت این دست وخط من است.چند سال پیش دراین نقطه هیزم می فروختم حال صاحب چندین کار خانه ام.پرسیدم پس چرادوباره به اینجابر گشتی؟
گفت آمده ام تا باز بنویسم:
" این هم میگذرد"

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

Loading...