فیک تهیونگ پارت ۱۲

فیک تهیونگ پارت ۱۲

...فردا....
تهیونگ
ا/ت مرخص شده بود و داشت آماده میشد که بریم خونه
منو دکترم داشتیم باهم حرف میزدیم
+ اگه سردرد ....سرگیجه...یا مشکلی داشت حتما بیاریدش اینجا
تهیونگ: باشه حتما
+ و درمورد اینکه حرف نمیزنه و ساکته باید بگم
دورشو شلوغ کنید و بگید و بخندید
تا اتفاقی که افتاده رو کم کم فراموش کنه
حواستو بیشتر بهش جمع کن
تهیونگ : حتما
رفتم و دیدم که ا/ت آماده شده
خب بیا بریم....با همدیگه از بیمارستان اومدیم بیرون و رفتیم سوار ماشین شدیم
رسیدیم و رفتیم تو خونه
ا/ت: من تازه از بیمارستان اومدم میرم حموم
تهیونگ: باشه عزیزم
ا/ت رفت حموم و من تصمیم گرفتم که واسه شب چندتا خوراکی بپزم
دست پختم خوب نبود بخاطر همین به جین زنگ زدم که بیاد کمکم
جین : سلام
تهیونگ: سلام من میخوام واسه امشب که با اعضا دور همیم یه چندتا خوراکی بپزم به کمکت احتیاج دارم
جین : باشه یه چند دیقه دیگه میام
تهیونگ
نشسته بودم که ا/ت از حموم دراومد
تهیونگ: امشب اعضا میان اینجا واسه دیدن تو الانم جین میاد باهم واسه شب چندتا خوراکی درست کنیم
ا/ت: چ خوب...باش....من میرم یکم استراحت کنم
تهیونگ : باشه عشقم
دیدم زنگ در زده شد
رفتمو درو باز کردم....جین بود
تهیونگ: بقیه کی میان؟!
جین: اونام تا چندساعت دیگه میان
بهتره زودتر دست به کار شیم
من داشتم میومدم رفتم خرید چندتا چیز‌خریدم
ا/ت حالش چطوره؟!
تهیونگ: طبق معمول زیاد چیزی نمیگه...گرفته خوابیده...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...