فیک تهیونگ پارت ۱۴

فیک تهیونگ پارت ۱۴

تهیونگ
ا/ت داشت لباساشو عوض میکرد
...اعضا داخل پذیرایی...
نامجون: اگه ا/ت هنوزم حرف نمیزد و نمیخندید
شماها تهیونگو ببرید داخل آشپزخونه و خودتونم باهاش برید
تا من یکم با ا/ت حرف بزنم شاید درست شه
جین: آره فکر بدیم نیست
شوگا: آره باید امیدوار باشیم درست شه چون اگه این موضوع ادامه پیدا کنه
تهیونگ همش خودشو سرزنش میکنه و نمیتونه رو تمرین تمرکز کنه
جیمین: درمورد اون دختره جلو ا/ت چیزی نمیگید میدونید که حالشو بد میکنه
همه با سر حرف شوگا و جیمینو تایید کردن
تهیونگ
ا/ت کارش تموم شد و با هم از اتاق رفتیم بیرون
همه داشتن صحبت میکردن که تا منو ا/تو دیدن سکوت کردن
ا/ت: سلام
همه: سلام
تهیونگ
رفتیمو پیش بقیه نشستیم
که کوکی آروم بدون اینکه ا/ت بفهمه در گوشم گفت
کوکی: ما میریم تو آشپزخونه تا نامجون و ا/ت تنها شن
نامجون میخواد با ا/ت حرف بزنه
تهیونگ: باش
جین پاشد و رفت تو آشپزخونه
جین: بچه ها بیایننن
تهیونگ
همه بلند شدیم و رفتیم تو آشپزخونه الان فقط ا/ت و نامجون تو پذیرایی بودن
نامجون: ا/ت حالت خوبه....چرا حرف نمیزنی
ا/ت: چی بگم....شکستم...دیگه نمیتونم ادامه بدم....از چی بگم از کجا بگم
نامجون: معلوم بود بغض کرده
کوکی: تهیونگ داشت به نامجون و ا/ت نگاه میکرد که هوپی دستشو گذاشت رو شونه اش و گفت
هوپی: ته درست میشه غصه نخور
نامجون: ا/ت این اتفاقی بود که افتاد...تهیونگ اشتباه کرد که اون کارو کرد و قدرتتو ندونست
اما الان اون نگرانته....دوستت داره
بخاطر اینکه حرف نمیزنی داره خودشو سرزنش میکنه
من میدونم تو هنوزم دوسش داری پس چرا داری کاری میکنی که نتونه رو هیچی تمرکز کنه
تو باید اون اتفاقارو فراموش کنی و یه زندگیه جدیدو شروع کنی
ا/ت: آره خب راس میگی من دوسش دارم
من بخشیدمش و سعی میکنم بخندم
نامجون: اون واقعا عاشقته پس دیگه اشتباه نمیکنه توام فکرای منفی نکن
جیمین: بچه ها..
بقیه: چیشده
جیمین : فک کنم درست شد
تا اینو گفتم تهیونگ سریع برگشت و به نامجون و ا/ت نگاه کرد...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...