فیک تهیونگ پارت ۱۶

فیک تهیونگ پارت ۱۶

ته:
ا/ت یه لبخندی زد و بلند شد گفت
ا/ت: بچه ها دعوا نکنین من میرم کمکش
جیمین و کوکی: نه نههه خودمون میریم
ا/ت: باش
نشستم که ته دستشو حلقه کرد دورم و دم گوشم آروم گفت
ته : عشقم همیشع بخند چون اینجوری قشنگ تر میشی
و من عاشق خنده هاتم
و بدون اینکه کسی ببینه بوسیدمش

هوپی زد به نامجون و آروم گفت
هوپی: کارت درسته
واقعا خوب کاری کردی که باهاش حرف زدی
نامجون رو به هوپی آروم گفت
نامجون: اما ا/ت یه چیزی گفت که منو نگران میکنه
هوپی: چی؟!
نامجون: اون گفت که دختره از ته بارداره و ا/ت میترسه که دست از سر ته برنداره
و اتفاقی واسه ته بیوفته
بخاطر همین اونجوری رفتار میکرد...اون نمیخواد آسیبی به ته برسه
هوپی: اتفاقی نمیوفته...ما حواسمون بهشون هست
نامجون: آره...
دراین باره چیزی به ته و بقیه نمیگی تا بعد
هوپی: باش


جین و بقیه اومدن و بقیه چیزارو چیدن رو میز
ته : خب بچه ها شروع کنید از خودتون پذیرایی کنید
همه شروع کردن به خوردن
خب بچه ها امشب همگی اینجا میمونید
ا/ت: راس میگه امشب اینجا باشید
جیمین : من که حرفی ندارم ...باش
بقیه: باش امشب مهمون ته ایم
کوکی: واسه امشب چی پختید حالا
جین: حالا هر چی
من میرم میز شامو آماده کنم
ا/ت: منم میام کمکت ...بقیه ام بشینید خودم میرم کمکش
بعد از اینکه ا/ت و جین رفتن تو آشپزخونه...ته رو به نامجون گفت
ته : ممنون که باهاش حرف زدی فک کنم کم کم حالش بهتر شه
جیمین: آره یکم نسبت به قبل بهتر شده...بیشتر حواست بهش باشه
ته : اون که حتما
نامجون چرا انقد تو فکری...به چی فک میکنی؟!
نامجون: هیچی...مهم نیست
جین: بچه ها بیاین شام حاضره

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...