آخرا چشاش فقط تاریکی و روشنایی و تشخیص میدادنننه جونمُ میگما...

آخرا چشاش فقط تاریکی و روشنایی و تشخیص میدادن

ننه جونمُ میگم
از وقتی سوی چشاش از همیشه کمتر شد و سرطان افتاد به جونش خونه نشین شده بود
رو تخت چوبی کنار اتاق مینشست و به یه گوشه خیره میشد
وقتی هم گوشاش سنگین شد دیگه خیلی باهامون حرف نمیزد
اون موقع ها دور بودیم و هر چند ماه یه بار میدیدیمش
صدای سلامم و که میشنید با همون لهجه قشنگ گیلکیش میگفت"می گُلِ لاکو بومَ"یعنی دختر گل من اومد
یه بار که همه کار داشتن و من و گذاشتن پیشش تا تنها نباشه ازش پرسیدم:ندیدن سخته ننه جون؟
جواب داد:اولاش سخت بود..اما کم کم بهش عادت کردم..مثل چوکوله میمونه
ساکت شدم
داشتم خودم و جاش تصور میکردم که یهو گفت:تا حالا سرت و چوکوله زدم؟🙄
مامانم بهم گفته بود یجور ماساژ سرِ که انگار دارن پوست سرت و نیشگون میگیرن و گیلکا بهش میگن چوکوله..
+نه تا حالا نزدی
-بیا سرت و بذار رو پام
حرفشو گوش کردم
اولی و که زد انقد دردم گرفت که خواستم داد بزنم اما تحمل کردم که ناراحت نشه
یکم که گذشت دیگه درد نداشت
نگاهم که به صورتش افتاد دیدم داره میخنده
تعجب کردم:به چی میخندی ننه جون؟
+یاد پسرخاله ات افتادم..یه بار خواستم براش چوکوله بزنم اولی و که زدم یه داد بلند زد و در رفت..گفت نمیخوام درد داره
با تصور اون لحظه خندم گرفت:اره خب،اولش درد داره
-اولش اره ننه،ولی کم کم دیگه هر چی درده از یادت میره
راست میگفت
سبک میشد ادم
فکرم مشغولش شده بود
به کاراش
به حرفاش
دنیای سیاه و سفیدش به نظرم ترسناک بود و نمیتونستم درک کنم با ندیدن چجوری کنار میومد
اما بعد ها که فکر کردم دیدم شاید اونقدر ها هم بد نباشه
شاید تو تموم اون لحظه هایی که سعی میکردم فراموش کنم بدی هایی که دیدم و شنیدم رو،اون داشته به خاطره های خوبش فکر میکرده
دو سه سال بعدش برای همیشه خوابید
تو سخت ترین روزای زندگیم از دستش دادم
یه غم بزرگ بود برام
یه درد عمیق
کاش دردای زندگی هم مثل دردای چوکوله بودن وکم کم از بین میرفتن
هر بار یه دردی و تحمل میکنی و فکر میکنی قوی شدی طولی نمیکشه که میفهمی یه غم بزرگتر از اون تو راهه
ای کاش زندگی انقد سخت نبود..

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...