پارت ۱۸۱ #جونگکوک سوفیا: ر..راستی اون حرفا چی بود میزدی ؟ من...

پارت ۱۸۱

#جونگکوک سوفیا: ر..راستی اون حرفا چی بود میزدی ؟ من: هیچی ! ... افتادم گریه بعد از مدت ها ..... من: سوفیا چرا با خودت اینکار رو کردی ؟ اصلا چیزی خوردی این چند ماه رو ؟ نگاه خودت کردی چرا انقدر به خودت فشار اوردی؟ سوفیا: فکر کردی که فراموشت کردم ؟ فکر کردی دیگه دوست ندارم؟ !! من: س...سوفیا !!!! 🥺 سوفیا: تو تموم زندگی منی چرا باید فراموشت کنم !! یه لحظه انگار دنیا روی سرم خراب شد. این من بودم که باهاش تندی کردم و اون حرفا رو بهش زدم !! من: م..من نگرانت بودم ! جواب تلفن هامو نمی دادی! زنگ نمیزدی . سرد بودی و بی حوصله ...🥺 سوفیا: من وقتی برمی گشتم خونه انقدر خسته بودم که نمیتونستم حتی غذامو بخورم و بی هوش میشدم روی تخت ! من اصلا چندین روزه که به اسم گوشی دارم ولی اصلا دستم نگرفتم ! من: چرا انقدر به خودت فشار میاری؟؟ قبلا به شوگا و نامجون گیر میدادی که چرا انقدر کار میکنین حالا نگاه خودت بکن  !! سلامتیت از همه چیز مهم تره میفهمی؟!! من دوست دارم! نمیخوام اینطوری باشی این چند روز که باهام سردی میکردی حالم اصلا خوب نبود ولی انگار خودتو داشتی به کشتن میدادی ! سوفیا: من باید خوب باشم به خاطر تو به خاطر رسیدن به تو که همه زندگی من هستی ! من: من نمیخوام اینطوری به من برسی ! اگه یکم دیگه به خودت فشار میاوردی 😭 چه طوری میخواستی به من برسی 😭 دور از جونت از اون دنیا میخواستی به من برسی ؟؟ میدونی ؟ آهع 😭 اگه نباشی من میمیرم ... بفهم اینو خواهش میکنم ازت ! یه عالمه گریه میکردم. باید به فکر خودش هم باشه... من نمیخوام به خاطر رسیدن به من اینطوری بکنه به خودش!! دستاشو گذاشت روی صورتم و اشکامو پاک میکرد. سوفیا: بسه دیگه ! گرین نکن نفسم ! قلبم رو داری آتیش میزنی ! مگه گرما و سوز گریه های من سردی قلبت رو از بین ببره ! ادامه میدادم به گریه کردن..‌ دیوونه شد... منو گرفت و انداخت روی تخت خودش داشت گریه میکرد سوفیا: م...مگه ب..با تو نیستم بس کن 😭😭 به هق هق افتاده بودم نمیتونستم خوب ببینمش یه عالمه بغض این چند ماه توی گلوم بود میخواستم یهو همه رو بدم بیرون گرفتمش بغلم و بلند بلند گریه میکردم. قلبم آتیش گرفت ! ببین ! حتی سردی رفتار های تو باعث آتیش گرفتن قلب من شد ! 😭 سوفیا : یاااا اهع اهع 😭 ج..جونگ ک..کوک بس کن وای خدا ! چه قدر گریه کردی !! ببخش من بهت بد کردم بازم ... نفسم ! همه زندگیم بس کن دیگه دوباره بیهوش میشما !! گریه نکن دیگه من قلبم ضعیف میشه ! نمیتونم گریه هاتو ببینم به هق هق افتادی نفسم بسه 😭😭😭😭 ادامه پارت بعدی لایک و کامنت فراموش نشه خودم انقدر گریه کردم تا اینو نوشتم به قرآن 😭

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ادامه‌ی دیدگاه ها