کاش یه قابلیتی داشتم وقتی که بهم می گی تو بهترین اتفاق زندگی...

کاش یه قابلیتی داشتم

وقتی که بهم می گی تو بهترین اتفاق زندگیمی قیافه خودمو‌ببینم!
من مطمئنم اون لحظه
نه گونه هام سرخ می شه
نه دستام می لرزه
اون لحظه از گرمای حرفت قلبم یخ می زنه!
دلم یاد می کنه از اون شبی که گفتی بخند برام!
برای من بخند!
خنده هات معرکه است!
تو گفتی و ندونستی فردای اون شب من مدام جلوی آینه به خودم می خندیدم
که بهترین لبخندمو برات پیدا کنم!
یادته؟
من مشغول تمرین کردن خنده بودم که اومدی!
بی سر و صدا ؛مثل همیشه..
به قول خودت من باس اونقدر عاشقت می بودم که از بو عطرت می فهمیدم اومدی خونه!
برگشتم سمتت، با همون خنده ای که از صبح تمرین کرده بودم؛
چشمات برق زد و گفتی : خدایا بهشتتو فرستادی رو زمین که!
عادت داشتی اخر حرفات "که" بچسبونی !
بهت می گفتم بابا فلانی من !
من قیمه دوست ندارم!
می گفتی : چرا که؟!
می گفتی تا من بخندم...
می خندیدم..
همه ی اینا به کنااار؛ دنیا تو اون لحظه ای که می گفتی : دوستت دارم که!
در جا می زد.
ما پول نداشتیم؛ کافه های با کلاس نرفتیم زیاد؛
ماشین زیر پامون شاسی بلند نبود!
خونمون پنت هووس نداشت!
مالِ خودمونم نبود اون اوایل ؛ اجاره بود!
هر دوسال یه بار اسباب کشی داشتیم؛ از این جا به اون جا!
از همون اول می دونستیم زندگیمون قرار نیست مثل پایتخت نشینا لاکچری باشه؛ ولی قول دادیم براش تلاش کنیم!
تلاش کردیم!
هیچ وقت دعوامون نشد؛ چون همون اول گفتیم زندگی می کنیم که ارامش داشته باشیم!
ما خوش بودیم! عاشق بودیم!
این شد که هنوز عاشقیم!
نگردید دنبال پول و اینا..
دنبال عشق باشید

#منافی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار