میناز نحس🧡هر روز ک سوار اتوبوس میشدم میدیدمش اما محل نمیدادم...

میناز نحس🧡

هر روز ک سوار اتوبوس میشدم میدیدمش اما محل نمیدادم چند روزی میشد ک ازش خبری نبود نمیدونم چرا برام مهم بود ک نمیاد ب خودم میخندیم ک نگران کسی شدم ک نمیدونستم کیه... شنبه صبح بود ک طبق معمول منتظر اتوبوس بودم هوا بی نهایت سرد بود ک دیدم پرایدی جلوم نگه داشت خودش بود نمیدونستم چ واکنشی نشون بدم بی محلی یا... شیشه رو داد پایین _بفرماین بشینین _نه ممنونم _سوار نشی من پیاده میشما اخمی کردم _نمیخای بدونی این یه هفته کجا بودم _نوووووچ _ینی اینقد برات بی اهمیتم _مگ چیکارمی شوهرمی دوس پسرمی یا بابامی _هیچکدوم بابای نی نی آيندتم _هرهر خندیدم ولی من دلم نمیخاد بچه ها زشت بشن _بشین دگ ساعتو نگا 8 گذشته ها نگاه ب ساعت کردم جا خوردم باز دوباره غرغرای مدیر نگاهی ب اطرافم کردم از اتوبوس خبری نبود سوار شدم توی نیم ساعتی ک مسیرم بود حرف میزد از خودش میگفت از احساسش و منم بی تفاوت بیرون نگاه میکردم و فقط استرس اینو داشتم زود برسم چیزی ک فهمیدم این بود اسمش یاسر باشگاه داره و مدتیه تنهاست از چهره اش بگم پسری ورزشکار اما نه با اندام عجیب چشم و موهای مشکی مژه های بلند قد متوسط و پوستی سبزه قیافه ای مردونه ک ب دل می‌نشست... موقع پیاده شدنم شمارشو داد و منم گرفتم اما قصدم زنگ زدن نبود من قصد عاشق شدن نداشتم وقتشو نداشتم ی شب ک سرکار بودم و سرم خلوت بود با همکارم صحبت کردم و قضیه گفتم و اونم کلی دعوام کردم ک بخاطر گذشته نباید الانتو خراب کنی کلی حرف زد باهام و ی جورایی حرفاش منطقی بود شمارشو گرفتم اما جواب نداد گفتم با خودم ک ضایع شدم محلم نداد اخر شب بود ک من داشتم میخابیدم ک پیام اومد _شما _اینقد سرت شلوغه ک دگ نمیشناسی گوشیم زنگ خورد _وووووااااای باورم نمیشه تویی بخدا باشگاه بودم شلوغ بود نفهمیدم _اشکالی نداره شانس منه _قربونت بشم میناز جان _صمیمی نشووووو بگو میناز خانم خنده ای کرد اون شب باهم کلی حرف زدیم و این تلفن شد شروع یه رابطه عاشقانه ک هر روز ک میگذشت من بیشتر وابسته اش میشدم و او عاشق تر همه چی رویایی بود مردی پیدا کرده بودم ک اهل دروغ نبود وفادار بود مهربون بود کارم ک تموم میشد میومد دنبالم و خاطرات زیبایی با هم میساختیم گاهی وقتا زمزمه ازدواج هم می‌کرد ک من زیاد توجهی نمیکردم نمیخاستم ذهن درگیر آینده رابطمون کنم و اگ قسمتمون باشه ب هم میرسیم..... با لایک و کامنتاتون حمایتم کنید..... 😘 قسمت بعدم همین امشب میزارم #میناز #داستان #سرگذشت

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار