باز گو،ای به کنار دگری خفته ی منچه کند با غم تو این دل آشفته...

باز گو،ای به کنار دگری خفته ی من

چه کند با غم تو این دل آشفته ی من؟ وه که امروز پراکنده تر از بوی گل است خاطر جمع تر از غنچه ی نشکفته ی من آفتاب نگه گرم ترامی جوید این دل سردتر ازبرف فروخفته ی من یاد از آن روزکه انگشت تو اشکم بسترد خاتم دست تو شد گوهر ناسفته ی من شاهد آتش عشق تو که گرم است هنوز شعله هایی است که سر میکشد از گفته ی من چه کنم؟دل به که بندم؟به کجاروی کنم؟ بازگو،ای به کنار دگری خفته ی من

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

Loading...