خانم لجباز، اقای مغرور پارت 13 و14# رزیداشتم عقب عقب میرفتم ...

خانم لجباز، اقای مغرور پارت 13 و14

# رزی داشتم عقب عقب میرفتم که پام گیر کرد به مبل و افتادم رو مبل، جیمین هم خودشو انداخت روم و دستش رو روی بدنم کشید، اشکام مثل لوله میریخت ولی اون اهمیت نمیداد و به کارش ادامه میداد _ لطفا ولم کن، توروخدا کاری باهام نداشته باش من معذرت میخوام که همچین حرفی بهت زدم، دیگه تکرار نمیشه فقط ولم کن. # جیمین خودمم نمیخواستم کاری کنم فقط خواستم یکم اذیتش کنم که به هدفم رسیدم پس سریع ولش کردم اونم سریع بلند شد و رفت تو اتاقش و درم محکم بست، صدای گریش از تو اتاق میومد، از خودم بدم اومد که با یه دختر همچین کاری کردم. # رزی از خواب پریدم دیدم که ساعت 3 صبحه، خیلی تشنم بود، بلند شدم رفتم تو اشپزخونه چون جیمین خواب بود نمیخواستم چراق رو روشن کنم، اب خوردم و لیوان رو گذاشتم سرجاش اومدم از اشپزخونه برم بیرون که خوردم به یه چیزی، داشتم میوفتادم که لباس اون فرد رو گرفتم که اونم افتاد روم، یکم که دقت کردم دیدیم جیمینه، محو چشمای همدیگه بودیم، ضربان قلبم هیلی زیاد بود، نه رزی نباید بیشتر بهش وابسته بشی، اون سونها رو دوست داره نباید بینشون فرق بندازی، سریع بلند شدم و رفتم تو اتاقم و خوابیدم. فرداش ساعت 9 صبح از خواب بیدار شدم که گفتن یه ماموریت جدید داریم و باید به عندان مدل کار کنیم و الان باید بریم برا عکسبرداری. سریع جیمین رو بیدار کردم و رفتیم اونجا، لباس پوشیدیم و همه ژست هارو انجام دادیم و اخرین ژستمون که بوسه بود من گفتم بعد از استراحت انجام بدیم. رفتم تو حیاط و یکم بعدش برگشتم برا ادامه عکس برداری گفتن کع واسه این ژست جیمین باید یک دستش رو دور کمرم و دست دیگش رو پشت گردنم بزاره منم باید با دستام صورت جیمین رو قاب بگیرم، همین کارو کردیم که عکاس گفت شروع. جیمین خیلی اروم اروم نزدیک میشد که عکاس بتونه از هر حرکت ما عکس بگیره و بلاخره لباشو رو لبام گذاشت و بعد از چند لحظه برداشت. لباسامونو عوض کردیم و رفتیم خونه و خوابیدیم.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار