عشق دروغین پارت آخر😭

عشق دروغین پارت آخر😭

شوخی کردم حتما خیلی جا خوردین 😅😂😆 خب شروع میکنیم با لیسا سوار ماشین شدیم و کمر بندامون رو بستیم و من شروع به رانندگی کردم ، بارونم گرفته بود زمینم سر بود. لیسا : چرا قول دادی من که بچه نیستم 😐 کوک : برای اطمینان بود ، وگرنه میدونم نیاز به مراقبت نداری😊 لیسا : واقعا؟😐 کوک : معلومه که نه هر بار تنهایی جایی میری یک بلایی سرت میاد ، دیگه بدون من یا محافظا یا دوستات و.... تنها بیرون نرو. لطفاً ، هر بار اینطوری میشی ، دلم می‌ریزه 💓😖 لیسا : قول میدم 😊😘 کوک : خوبه 💖 رسیدیم خونه و اومدیم تو ، لیسا گفت : عزیزم بریم ، کلوپ ، فقط من و تو😊😍💓 کوک : لیسا ، الان خستم لیسا : میدونم ، نیستی ، خواهش 🥺🥺😆🤗 کوک : باشه لباس پوشیدیم ( لباسارو میزارم ) و راه افتادیم ، کلی خوش گذشت ، رقصیدیم ، کیک خوردیم ، خوندیم و....... وقتی برمی گشتیم هیج جا رو نمیدیدم چون مست بودم ، لیسا هم همینطور. وقتی رسیدیم خونه من که رو تخت افتادم ، لیسا هم نرسیده خوابش برد. صبح که بیدار شدیم ، دیدم لیسا نیست با خودم گفتم : باز جایی نرفته باشه😶😐 صدای زنگ در اومد ، بدو بدو رفتم و درو باز کردم ، لیسا بود ، خرید کرده بود ، همش چیپس ، شکلات ، نودل ، کیمچی ، سیب زمینی سرخ کرده 🍟 و..... خیالم راحت شد. لیسا اومد تو و همه ی خربدارو گذاشت رو میز ، بعد کارتمو بهم داد و گفت : اینم خرج بیمارستان، پولو ریختم به حسابت کوک : چرا؟‌ نمی‌خواست 😐 لیسا : حالا که ریختم.😐😁 کوک : این همه خرید برای چبع؟ لیسا : برای اوقات فراغت 😐 کوک : واقعا عجیبی! 😐 لیسا : تو بهم گفتی عجیب ، واییی همیشه دلم میخواست اینو بهم بگی😆😆 کوک : دیوونه 😏😋 لیسا : اینم می‌خواستم بشنوم 😆😆😆😆 کوک : واقعا دیوونه 😐 لیسا : مگه قبلاً الکی بود😏😏😐 کوک : آهه خب.... ن.. لیسا حرفمو قطع کرد و دستشو گذاشت رو لبم و گفت : هیسسسسس میدونم میخوای چی بگی ، لازم نیست. کوک :😐😐🙁 لیسا : چتع؟ روانی کوک : هیچی ، روانی لیسا : میخواستم اینم بشنوم 😆😆😆 کوک : خدا یا به این عقل بده به من صبر 😐 لیسا میخواست حرف بزنه که صدای زنگ اومد ، لیسا رفت و در رو باز کرد و....... قیافش تو هم رفت و شوکه شد🙁🙁😳😳🤯 پایان 😉✨ ممنونم که خوندید 🌹💖 #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #پست_جدید #خاصترین #عاشقانه #عشق

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار