فن ساین عشق 11

فن ساین عشق 11

#یک ساعت بعد # رزی _ لیسا سرمت تموم . وایسا بگم پرستار بیاد . جیمین : من میگم جیمین رفت پرستار رو بیاره _ لیسا میگم اون اصلا چیکارت داشت ؟ لیسا = فقط اومد و گفت من دوست دارمو از این چیزا _ راستی میدونی جنی مجبور بود نقش دوست دخترشو لازی کنه یا مدر مادرش میمردن . لیسا :چی ؟ . پس چرا به ما نگفت _ چون کای مارو هم میکشت . باید ازش معزرت خواهی کنی . لیسا = اره . خیلی باهاش بد بودم . الان کجاس ؟ _ تو خونه خودمون لیسا = اها پرستار اومد و سرم رو دراود زخمارو هم چک کرد که دوباره باز نشده باشن . پرستار * خانم لیسا میتونید برید . لطفا بیشتر حواستون به خودتون باشه دوست پسرتون نزدیک بود خودشو بکشه . لیسا =جان ؟ دوست پسر ؟ خندم گرفته بود لیسا رو هل دادم و از پرستار هم تشکر کردم . لیسا هم تو فکر بود . تا پیش ماشین هلش دادم اصلا راه نمیرفت . سوار ماشین شدیم . لیسا = رزی اون پرستاره چی میگفت دوست پ...... سریع جلو دهنشو گرفتم _ هیچی 😂😂😂 بعدا خودت میفهمی 😂😂 رفتیم رسیدیم خونه .خواستیم درو باز کنیم _ وایسین جیمین . لیسا . کوک = چرا _ اروم بریم تو هیچی هم نگین حتما باید فیلم بگیرم جیمین = رزی خوبی ؟ _ ببین جیسو و جین الان رفتن بازار . خب اون دوتا هم حتما الان دارن لاو میترکونن کوک ^ خب ؟ _ وای خدا . هیچی اصلا شماها به درد این کارا نمی خورین . رفتیم تو منو لیسا رفتیم دیدم بعله حدسم درست بود . داشتن همو میبوسیدن . _ یک دو سه پریدیم تو خونه تهیونگ جنی هر کدوم یه جا دوید من و لیسا = 😂😂😂😂😂😂😂 کوک " شما از یه بچه 2 ساله هم بدترین 😂 جیمین = میگم ولی از کجا میدونستی. _ معلوم بود . 😂 رفتیم تو . من و لیسا رفتیم تو اتاقامون لباسامون رو عوض کنیم . لباسامو عوض کردم خواستم لباس بیرونیامو بزارم تو کمد که یه چیزی دیدم _ جیغغغغغغغغغغغغغ جمین اومد داخل = چی شد _ یه چیزی تو کمده 😢 جیمین رفت نگاه کنه . دست برد توش یه سگ بیرون اومد جیمین = این از کجا اومده _ جنییییییی با داد جیمین = گوشام کای رو گرفتم بردم دم در اتاقش _ بیا این سگت . رفتم کای هی دنبالم بود . _کای برو پیش جنی _ برو _ جنی بیا اینو ببر جنی = بیا کای کای بدو بدو رفت پیشش جین و جیسو اومدن =سلام بقیه =سلام جیسو یه سگ بقلش بود کوک ^ تو هم سگ داری جیسو = اره _ اینجا فقط من حیون خونگی ندارم کوک ^ لیسا تو چی داری لیسا : الان میان لیسا یه تشویقی دستش بود تکونش داد که گربه های لیسا اومدن کوک پرید بقل جین کوک : یا خدا . اینا چن تان _ 8 تا 😂 لیسا به هر کدوم یه تشویقی داد . بعد همشون بدو بدو رفتن کوک ^ کجا رفتن ؟ لیسا = تو اتاقشون جیمین " اها . _ چیکار کنیم ؟ لیسا = فیلم ببینیم بعدش بازی کنیم _باش ... 25 لایک برای پارت بعد #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار