عشق واقعی پارت ۱۴

عشق واقعی پارت ۱۴

جیمین : خیلخب فردا صبح شد سوجین به جیمین پیام داد سوجین : سلام جیمین پیامش رو دید ولی دیر جواب داد جیمین : سلام سوجین : خوبی جیمین : خوبم بگو سوجین : شب برای قرار بیا رستوران جلوی مدرسه جیمین : خیلخب شب شد سوجـین یکساعت زودتر اومد جیمین خیلی سرد جلوش وایستاد سوجین رفت جلوتر و دستاشو گذاشت روی شونه جیمین جیمین سریع دستاشو گرفتو محکم انداختشون پایین جیمین : اینکه گفتم باهات میام سره قرار فک نکن عاشقتم حق نداری بهم تجاوز برسونی اگه قبول کردم میخواستم از دلت بیوفته که دست از سر رز برداری سوجین : چ . . چی جیمین : همین که شنیدی بعد نشست رو صندلی سوجین هم اروم نشست رزی به جیمین پیام داد جیمین تا گوشیشو خواست برداره سوجین : کیه ؟ جیمین : رز سوجین گوشیو از دست جیمین اروم گرفتو گفت سوجین : اگه میخوای از دلم بیوفته اینقد با این ور نرو رزی تو خیابون بود داشت از تمرین رقص برمیگشت رزی : واااای چه گرسنمه برم مدرسه غذا رو بگیرم که چشمش افتاد به رستوران جلوی مدرسه رزی : اخجون نودل برم بخرم تا اومد جلوی در رستوران جیمین و سوجین رو باهم دید گریش گرفت ولی دهنشو گرفت که نشنون اون اروم داشت از جاده رد میشد که یه ماشین به سرعت اومد به سمتش و بعد

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار