#رمان نگام گیر نگات #پارت 49 بعد رفتن ساره و امیرعلی رفتم آش...

#رمان نگام گیر نگات

#پارت 49 بعد رفتن ساره و امیرعلی رفتم آشپزخانه و یه مسکن خوردمو رفتم رو مبل نشستم تا امیر از سرویس بیااد تو فکر بودم ک ریحانه :چطوره آجی ما _خوبم فدات بشمم 😘😃 تو خوبی عزیزم ریحانه :خوبم عزیزم امیر کجاس _تو سرویس داره مسواک میزنه ک یکم بعد ریحانه گف :آجی جون من میرم بالا پیش رهام شما راحت باشین _باش فدات شم 💜 بعد رفتن ریحانه توخودم بودم ک با صدای امیر ب خودم اومدم امیر :عشق من تو فکره؟ خنده ای زدمو گفتم :ن چیزی نیس بریم بخوابیم امیر :هرچی خانمم بگن 😉 خنده ای کردمو بوس براش فرستادم _میریم تو اتاق ازت بوسم میگیریم ک دوتاییمون خندیدیم 😂🤦‍♀ ک امیر محکم بغلم کردو برد بالا تو اتاق _خودم میتونستم بیاام ❤️ بعد عوض کردن لباسامون رفتم رو تخت و سرمو گذاشتم رو سینه امیر بعد بوسیدنش نفهمیدم کی چشام گرم شد

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است