پارت》118

پارت》118

-تو یه ایده داری من یه مدرک...اول تو بگو پیشونیمو خاروندم +اینم حرفی جلوی تخته ایستادم و با گچ روش نوشتم بهروز نامجو -بچه وزیر...خوب؟ +بچه وزیر با گچ صورتی روی رد سفید گچ قبلی ضربدر کشیدم +حذف میشه...و بعدی روی تخته با سفید نوشتم " آناهیتا یوسفی " لیلی دستشو زیر چونه اش زد و با وجد و کنجکاوی کم نظیرش میخ تخته شد -اینم بچه وزیر روی اسم آناهیتا یوسفی ، مقتول مربوط به قتل بازار موبایل هم خط کشیدم +دقیقا...اینم بچه وزیر...و بعدیم دکتر جواد نریمانِ -اینم ضربدر...خوب؟نتیجه؟ گچو پرت کردم تو جاگچی تخته و دستامو بهم کوبیدم +ببین توی دوتا قتل قبلی رد سیاست هست...یه قاتل سازمانی برای تفریح ادم نمیکشه...و همینطور یه متخصص مغز هم بیخودی داروی اعصاب برای یه اسیب دیدگی حنجره تجویز نمیکنه لبخند زد و پرونده ی نزدیک دستشو بالا گرفت -منم برا این اینجام...اما اول تو باید کاملش کنی نگاهی که تا گوشه ی اتاق رفته بود رو دوباره به لیلی برگردوندم +فکر میکنم دکتر هم تو بازیِ با اطمینان گفت -درست فک میکنی روی صندلی روبروش نشستم +چطور؟ پوشه رو باز کرد و ورقه ای دست نویس از خودکار آبی رنگی رو بیرون اورد -بخونش نگاهمو بین کاغذ و لیلی بردم و اوردم +واقعا حوصلشو ندارم..این چیه لیلی!؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار