پارت 2_رمان جاده گودالی

پارت 2_رمان جاده گودالی


💜❤️💜❤️💜❤️💜
#پارت_دوم
برای آخرین دفعه نگاهش به خودش کرد و گوشی‌اش را از روی میزی که روبه رویش بود، برداشت.طعمه‌ی جدیدش در حال شکار بود‌!
لبخندی جذابی در گوشه‌ی لبش زد و روی صندلی‌ای که کنار میز بود رو کنار خودش کشاند و روی آن به آرامی نشست .
دکمه‌ی تلفن را زد تا تماس را برقرار کند ،هندزفیری را به گوش زد تا جواب بدهد بعد از دوتا بوق بالاخره صدای ظریفی در گوشش پیچید که با ناز می‌گفت:
- الو! وای سلام آریا ببخشید دیر جواب دادم .
پوزخندی بی صدا زد و در دلش گفت همتون مثل همین ،تا چشتون به پول یه پسر میوفته دست و پاتونو گم میکنین.و دوست دارید پیش اون باشید که مخش‌رو بزنین !
کیه که از یک پسر خوشگل و جذاب بدش بیاد؟ دختری که در خواب خود می‌‌بینه که با یک پسر خوشگل و پولدار ازدواج کرده. و نصف مال و اموال رو به نام همسر گرام زده و .....
در فکرو گمان‌هایش گم شده بود که صدای تردید دختر را که شنید به خودش آمد.
- الو،آریا؟
چشم‌هایش را با انگشتانش مالید و با صدای گرفته گفت:
- بله !
صدای تردید دختر به نگرانی تبدیل شد،خود آریا هم می‌توانست تشخیص بدهد که این نگرانی‌ها فیک و الکی است.
ولی به روی خودش نیاورد، لحن مشتاقش در لحن صدایش طنین ‌انداخت.
دیگه آن صدای خسته در گوش دخترک به چشم نمی‌خورد.
- چیزی شده آریا جان؟
لبخندی تلخ روی لبش نشست سرش را به بالشت میزش تکیه داد و همان‌جور که به سقف زل زده بود گفت :
- بهترازین نمیشم !
#رمان#عاشقانه#دانشگاهی
#رزا#آریا

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است