داشتیم با دوستم در مورد تجربیات شوهر داری صحبت می کردیم. گفت...

داشتیم با دوستم در مورد تجربیات شوهر داری صحبت می کردیم. گفت:

یکی از دوستام به شدت با شوهرش مشکل داشت. خیلی خیلی بد اخلاق بود! اما بچه هیأتی بود و محب اهل بیت. گریه اش برای امام حسین قطع نمی شد. ما میگفتیم گریه اش تو سرش بخوره! با دوستم رفتیم سراغ استادمون. مسائل رو به استاد گفتیم. اونم خوووووووووووووووب گوش کرد. بعدش گفت: اگر حضرت زهرا یه بچه ی فلج عقب افتاده داشته باشه، حاضری نگهش داری؟ گفت: بله خانم! رو چشمم نگهش می دارم! - گفتی شوهرت بچه هیأتیه؟ - بله خانم! - ببین دخترم! زندگی با آدم بد اخلاق سخته! خیلی سخته اما اجر عجیبی داره! بچه هیأتی، بچه ی حضرت زهراس! حالا حاضری با بچه ی بداخلاق حضرت زهرا زندگی کنی؟ دوستم می گفت: این دختر از اون روز، تا تونست به قول خودش به " بچه ی حضرت زهرا" ، محبت کرد. با این نگاه، زندگیشو گذروند. الان حدود 10 سال گذشته. شوهرش میمیره براش! اصلا زندگیش زبانزده! با خودم گفتم: خوش به حالش! چه زندگی قشنگی! زندگی که محورش، محبت حضرت زهرا باشه!

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار