انتخاب -همسردختری عاشق پسری بسیار زشت شد آنچنانکه قصد کرد با...

انتخاب -همسر

دختری عاشق پسری بسیار زشت شد آنچنانکه قصد کرد با وی ازدواج کند! پس خانواده دختر ،وی را بر حذر داشتند از این ازدواج اما دختر به سبک آلن دلن گفت: من انتخابم را کرده ام! پس آن دو با هم ازدواج کردند اما چند وقتی نگذشت ک دختر از کرده خویش پشیمان شد! و روزی به پسر گفت: ببین! من از ازدواج با تو پشیمان شده ام و دیگر تحمل زندگی با تو را ندارم ! پس مرا طلاق بده تا به سر خانه و زندگی خود بروم. پسر گفت : آن زمان که خانواده ات میگفتند با من ازدواج نکن چرا گوش نمیکردی؟ دختر گفت: آن زمان گوشهایم کر بود و آن نصیحتها را نمیشنیدم. پسر گفت: حال نیز کور شو و این قیافه را نبین . که طلاق برای تو سودی ندارد......

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار