دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودیدل مست سر کوی تو بود و تو نبو...

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من،، گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می، سر من مست چنان بود، که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی

رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی

دستی به دعا، دل ز خدا وصل تو می‌خواست
پیر تو دعاگوی تو بود و تو نبودی...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار