poemsgirl

به قول استاد نامجو تو اخرین مصاحبش :
هر جای این ماجرا دیگه استاپ بشه من راضیم!
چون زندگی دیگه عیان شده !!
دیگه تلخیاش عیان شده ..
دیگه دستش رو شده برای ما...
و دیگه چیزی نیست برای ادامه دادن!
من یه آدم بی سلاح! در واقع بازنده در این جهان!....مثه یه بنده مثه یه ارتیست ..
اینکه فقط بشینه و نگاه کنه که همه ی کثافتا داره رخ میده!
و هیچ کاریم از دستت بر نمیاد!! ...

امتیاز
543630
دنبال‌کنندگان
555
دنبال‌‌شوندگان
445
مورد‌ علاقه

به اون درجه از عرفان رسیدم که اخرین باری که حالم بد بود

خداروشکر بلاخره رسیداون روزیکه قرار بود به کارام بخندم

فرش خانه ی مادر بزرگ این شکلی بود. یعنی مادرم میگفت

در شب تلخ جدایی عشق را نفرین مکن ..این قضاوت انتقام

این آنکه به انتها رسیده این منم. این جانور گرفتار در دام

فقط اونجا که از علیرضا قربانی میخونه گفتم این آغاز

مولانا هم که باشی بلاخره از یه جایی به بعد میگی

88

میدونستین امام خمینی دهه هشتادیه .. خخخ بزن لایکو

عشقای نوستالژی اگه لبخند به لبت نیومد بزن تو گوشم

فکر میکردی من عاشقت بشم.... نه .. چرا.. این روزا مگه کسی دی

28

بگذار برایت چای بیاورم راستی گفتم که دوستت دارم گفتم که

میشه این زندگی رو گیج بزنی توی بطری کشفی از رازی

ولی زندگی با تو یه جوره دیگه ای قشنگه

من گم شدم در تو ....

قبول دارین وقتش که بگذره دیگه حسش نیست

6

به وقت نقاشی های عجق وجقم که خودمم معنیشو نمیدونم 😅

9

چای داغی که دلم بود به دستت دادم .... خودمان 👻

6

تفاهم این نیست که‌جفتتون آبی دوست دارین..تفاهم ینی

1

به انتظار نبودی ...ز انتظارچه دانی ..

ذات انسان ها پاک است..اما دلشان برای سرسبزبودن بهانه