in your eyes
#in_your_eyes
part_69
گوشه لبش بالا رفت:
چیزی نگفتم
ظرف شکلاتو روی کانتر گذاشتم
آستینای نداشتمو بالا زدم
کوک تا قیافمو دید یه قدم عقب رفت:
کایلا...
لبخند مصنوعی زدم:
بیا اینجا
همون لحظه برگشت و فرار کرد
داد زدم:
جونگ کوککک!
صدای خندش کل خونه رو برداشت
منم دنبالش دویدم
بم هم که هیچی نمیفهمید خوشحال دنبال هردومون راه افتاده بود
یه دور کامل دور مبل دویدیم
دو دور
سه دور
بالاخره یقهشو گرفتم
نفس نفس میزدم:
گرفتــــمت....
کوک هنوز داشت میخندید
دستمو بالا بردم که بزنمش
ولی همون لحظه مچ دستمو گرفت:
تموم شد؟
اخم کردم:
نه
پوزخند زد:
پس ادامه بده.
چشمامو ریز کردم:
اعصابمو خورد میکنی.
گوشه لبش بالا رفت:
ولی میخندی
خواستم جوابشو بدم
ولی...
اوف..
واقعا داشتم میخندیدم
همون لحظه زنگ در خونه به صدا در اومد
هردومون برگشتیم سمت در
چند ثانیه سکوت شد
بعد کوک زیر لب گفت:
شرط میبندم دردسر پشت دره
لایک و کامنت فراموش نشه🎀
لباس راحتی کایلا باشه برای پارت بعد یادم رفت بزارم🤦🏻♀️💅🏻
شرط ۲۰۰ لایک
۷۰ بازنشر
#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
part_69
گوشه لبش بالا رفت:
چیزی نگفتم
ظرف شکلاتو روی کانتر گذاشتم
آستینای نداشتمو بالا زدم
کوک تا قیافمو دید یه قدم عقب رفت:
کایلا...
لبخند مصنوعی زدم:
بیا اینجا
همون لحظه برگشت و فرار کرد
داد زدم:
جونگ کوککک!
صدای خندش کل خونه رو برداشت
منم دنبالش دویدم
بم هم که هیچی نمیفهمید خوشحال دنبال هردومون راه افتاده بود
یه دور کامل دور مبل دویدیم
دو دور
سه دور
بالاخره یقهشو گرفتم
نفس نفس میزدم:
گرفتــــمت....
کوک هنوز داشت میخندید
دستمو بالا بردم که بزنمش
ولی همون لحظه مچ دستمو گرفت:
تموم شد؟
اخم کردم:
نه
پوزخند زد:
پس ادامه بده.
چشمامو ریز کردم:
اعصابمو خورد میکنی.
گوشه لبش بالا رفت:
ولی میخندی
خواستم جوابشو بدم
ولی...
اوف..
واقعا داشتم میخندیدم
همون لحظه زنگ در خونه به صدا در اومد
هردومون برگشتیم سمت در
چند ثانیه سکوت شد
بعد کوک زیر لب گفت:
شرط میبندم دردسر پشت دره
لایک و کامنت فراموش نشه🎀
لباس راحتی کایلا باشه برای پارت بعد یادم رفت بزارم🤦🏻♀️💅🏻
شرط ۲۰۰ لایک
۷۰ بازنشر
#فیک#رمان#در_چشمان_تو#بی_تی_اس
#جونگ_کوک#جیمین#تهیونگ#یونگی#جین#جیهوپ#نامجون#سناریو
- ۲.۷k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط