{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه☆پارتی

سه☆پارتی
......
p.2

دختر از سر کلافه گی هوفی کشید
_جونگکوک ولم کن ...

جونگکوک موهای ا.ت رو پشت گوشش زد
به گونش که قرمز شده بود خیره شد
لحنش جدی شد :
_کی همچین کاری باهات کرده ؟

ا.ت دستش رو از تو دست جونگکوک کشید بیرون
عصبی لب زد:
_ولم میکنی یا نه ...چرا همتون دوست دارید گند بزنید تو عصابم بسه دیگه خسته شدم

دختر نفس عمیقی کشید و ادامه داد:
_جونگکوک...منو همش اذیت میکنن

صداش لرزید ، بغض گلوش رو چنگ میزد
جونگکوک نگاهش رنگ نگرانی گرفت
_ا.ت عزیزم بگو چیشده

اشکای دختر روی گونه هاش سر خوردن
به هق هق افتاده بود

جونگکوک اشکای ا.ت رو با انگشت شصتش پاک کرد
_هی گریه نکن قشنگم

دختر خودش رو انداخت توی بغل جونگکوک و
سرش رو بین سینه های عضلانیه همسرش پنهون کرد
جونگکوک ب*و*س*ه ای به سر ا.ت زد

اونو بغل کرد و داخل اتاق برد
دختر رو به ارومی روی تخت گذاشت
خودش هم کنارش دراز کشید
موهای دختر رو ناز میکرد و سعی در اروم کردنش داشت ...

وقتی فهمید دختر اروم شده و دیگه گریه نمیکنه
همونطور که موهاش رو ناز میکرد با مهربونی لب زد:
_هنوزم نمیخوای بگی چیشده؟
ادامه دارد....
این فیکم رو خیلی دوست دارم حمایت کنینننن
دیدگاه ها (۰)

سه☆پارتی......p.3دختر کمی سکوت کرد جونگکوک ب*و*س*ه*ای به موه...

سه☆پارتی......p.1بی توجه به سوزش روی گونش با قدم های سریع و ...

پارت ۳

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط