نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

برای_او (۱۴ تصویر)

و تاریخ زندگیم، تو رو فراموش نخواهد کرد که چگونه زنده‌ام کردی . ببخش که نمی‌توانم در زندگی‌ام نگهت دارم... توان این همه درمن نیست!مرا ببخش اگر ماهی! #برای_او

و تاریخ زندگیم، تو رو فراموش نخواهد کرد که چگونه زنده‌ام کردی . ببخش که نمی‌توانم در زندگی‌ام نگهت دارم... توان این همه درمن نیست!مرا ببخش اگر ماهی! #برای_او

۳۱ تیر 1398
5K
:)) #برای_او #برای_چشم_هایش

:)) #برای_او #برای_چشم_هایش

۱۴ فروردین 1398
5K
#برای_او 🍃 دلم تنگ می شود گاهی، برای یک «دوستت دارم» ساده دو «فنجان قهوه ی داغ» سه «روز» تعطیلی در زمستان چهار «خنده ی» بلند و پنج «انگشت» دوست داشتنی! #مصطفی_مستور

#برای_او 🍃 دلم تنگ می شود گاهی، برای یک «دوستت دارم» ساده دو «فنجان قهوه ی داغ» سه «روز» تعطیلی در زمستان چهار «خنده ی» بلند و پنج «انگشت» دوست داشتنی! #مصطفی_مستور

۱۶ مهر 1395
5K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #لبخند_تو_را_دیده_ام_ای_جان_و_پس_از_آن #زیبایی_لبخند_کسی_در_نظرم_نیست... . #شوق_وصال... . سر سفره عقد... اونقد ذوق زده بود... که منو هم به هیجان می آورد... وقتی خطبه جاری شد و بله رو گفتم... صورتمو چرخوند ...

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #لبخند_تو_را_دیده_ام_ای_جان_و_پس_از_آن #زیبایی_لبخند_کسی_در_نظرم_نیست... . #شوق_وصال... . سر سفره عقد... اونقد ذوق زده بود... که منو هم به هیجان می آورد... وقتی خطبه جاری شد و بله رو گفتم... صورتمو چرخوند سمتش... تا بازم اون لبخند زیبای همیشگیشو ببینم... اما به جای اون لبخند زیبا... اشکای ...

۲۷ شهریور 1395
14K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #هر_چه_به_جز_خیال_تو_قصد_حریم_دل_کند... #در_نگشایمش_به_رو_از_در_دل_برانمش... #پسر_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها.... جلسه اولی که اومدن خونه مون خواستگاری... بهم گفت:

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #هر_چه_به_جز_خیال_تو_قصد_حریم_دل_کند... #در_نگشایمش_به_رو_از_در_دل_برانمش... #پسر_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها.... جلسه اولی که اومدن خونه مون خواستگاری... بهم گفت: "تنها نیومدم... مادرم حضرت (زهرا سلام الله علیها)... همرام اومدن...!" من از کل اون جلسه... فقط همین یه جمله شو یادمه... وقتی رفتن... من فقط گریه میکردم... مادرم نگرونم بود و مدام ...

۸ شهریور 1395
10K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #آن_روز_ها_ی_خوب_که_دیدیم_خواب_بود... #خواب_پرید_و_خاطره_ها_در_گلو_شکست... . #من_بی_تو_میمیرم... . گفت:

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #آن_روز_ها_ی_خوب_که_دیدیم_خواب_بود... #خواب_پرید_و_خاطره_ها_در_گلو_شکست... . #من_بی_تو_میمیرم... . گفت: "ببین زنای مردم... چه راحت همسراشونو بدرقه میکنن وقت سفر... میگن برو به سلامت..." گفتم:"نمیدونم اونا چه میکنن... شاید همسرشون واسه شون مهم نباشه..." گفت:"مگه میشه...؟" گفتم:"من نمیدونم... شاید دوست دارن همسرشون شهید شه..." سریع گفت: "تو دوست ...

۷ شهریور 1395
11K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #رسیدن_به_تو_واجب_ترین_نیازم_بود… #و_گر_نه_باقی_درخواست_ها_نیازم_نیست... #وصال_یار... جوون بود و خوش تیپ... بعدها فهمیدم دوسالی که آمریکا بود... یه عکس تکی از من تو جیبش بود... که نمیدونم از کجا آورده بود... حتی ...

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #رسیدن_به_تو_واجب_ترین_نیازم_بود… #و_گر_نه_باقی_درخواست_ها_نیازم_نیست... #وصال_یار... جوون بود و خوش تیپ... بعدها فهمیدم دوسالی که آمریکا بود... یه عکس تکی از من تو جیبش بود... که نمیدونم از کجا آورده بود... حتی یه بار یه دختر آمریکایی... ازشش خوشش اومده بود و پاپیچش میشد... اونم عکسمو در ...

۱ شهریور 1395
12K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّْ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #آن_قَدَر_خوب_و_عزیزی_که_به_هنگام_وداع... #حیفم_آمد_که_تو_را_من_بسپارم_به_خدا... #شوق_پرواز... همه واسه بدرقه و وداع... جمع شده بودن خونه مون... عباس صدام زد:

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّْ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #آن_قَدَر_خوب_و_عزیزی_که_به_هنگام_وداع... #حیفم_آمد_که_تو_را_من_بسپارم_به_خدا... #شوق_پرواز... همه واسه بدرقه و وداع... جمع شده بودن خونه مون... عباس صدام زد:"ملیحه...! بریم یه گوشه باهات حرف دارم..." اشک همه پهنای صورتشو گرفته بود... گفت:"مراقب سلامتیت باش... اگه برگشتی دیدی من نیستم…..." اینو قبلاً هم ازش شنیده بودم..... طاقت نیاوردم ...

۳۱ مرداد 1395
12K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #عشق_او_آتش_به_خرمن_زد_نه_تنها_سوختم... #از_علایق_هر_چه_با_من_بود_همراهم_بسوخت... #ریحانه_ی_بهشتی... دوسش داشتم... ازش خواستگاری کردم... جوابش منفی بود... ولی ناامید نشدم... چون با همه وجودم عاشقش بودم ... دوباره ازش خواستگاری کردم... ولی بازم جواب رد ...

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #عشق_او_آتش_به_خرمن_زد_نه_تنها_سوختم... #از_علایق_هر_چه_با_من_بود_همراهم_بسوخت... #ریحانه_ی_بهشتی... دوسش داشتم... ازش خواستگاری کردم... جوابش منفی بود... ولی ناامید نشدم... چون با همه وجودم عاشقش بودم ... دوباره ازش خواستگاری کردم... ولی بازم جواب رد بهم داد و... #از_غم_هجران_خود_سوز_دلم_را_حس_نکرد... تا اینکه بعد مدتی... رفتم مشهدالرضا (ع)... تو حرم... با دلی ...

۳۱ مرداد 1395
11K
‍ یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #به_خدا_حافظی_تلخ_تو_سوگند_نشد… #که_تو_رفتی_و_دلم_ثانیه_ای_بند_نشد #آخرین_پرواز... سوار اتوبوسا میشدیم که بریم عرفات... گفتن عباس زنگ زده... صداشو که حداقل میتونستم بشنوم... بدو بدو اومدم سمت هتل... دیدم یه صف ۱۵…۱۶نفری درست ...

‍ یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #به_خدا_حافظی_تلخ_تو_سوگند_نشد… #که_تو_رفتی_و_دلم_ثانیه_ای_بند_نشد #آخرین_پرواز... سوار اتوبوسا میشدیم که بریم عرفات... گفتن عباس زنگ زده... صداشو که حداقل میتونستم بشنوم... بدو بدو اومدم سمت هتل... دیدم یه صف ۱۵…۱۶نفری درست شده کنار تلفن... واسه صحبت با ...عباس من... بالاخره گوشیی رسید به من... گفت:"سلام ملیحه… ...

۳۱ مرداد 1395
11K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #پای_لنگ_دل_من_مانده_و_سنگ_غم_تو… #رفتی_و_بی_تو_به_من_زندگی_آسان_نگرفت…️ #بی_دل... محّمدم... همون پیراهنی رو که خواستی... اتو کردم... همون انگشتری رو که گفتی... آماده کردم... تو ساکت... همونایی که گفتی گذاشتم... به همون ترتیبی که سفارش ...

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او #پای_لنگ_دل_من_مانده_و_سنگ_غم_تو… #رفتی_و_بی_تو_به_من_زندگی_آسان_نگرفت…️ #بی_دل... محّمدم... همون پیراهنی رو که خواستی... اتو کردم... همون انگشتری رو که گفتی... آماده کردم... تو ساکت... همونایی که گفتی گذاشتم... به همون ترتیبی که سفارش کردی... فقط بدون که.... دلمو... رج به رج... از شال رد کردم و... انداختم دور ...

۳۱ مرداد 1395
9K
‌ یَا قَاضِیَ أَلْحَاجَاتْ #حتما_بخونین #عاشقانه_بهشتی #بنام_او #بیاد_او #برای_او #در_شب_شام_ولادت_چه_قَدَر_میچسبید #همره_یار_اگر_در_حرمت_می_بودیم... #کرامت_عشق... کاغذ و قلم برداشت...

‌ یَا قَاضِیَ أَلْحَاجَاتْ #حتما_بخونین #عاشقانه_بهشتی #بنام_او #بیاد_او #برای_او #در_شب_شام_ولادت_چه_قَدَر_میچسبید #همره_یار_اگر_در_حرمت_می_بودیم... #کرامت_عشق... کاغذ و قلم برداشت... "بِسْمِ الْلّهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ اَلْسّلَامُ عَلَیْکْ یَا عَلِیِ بْنَ مُوسَیْ الْرِّضَا... دلم خیلی گرفته... منم جووونم آقا...آرزو دارم... به خاطر شغل بابام که رفتگر شهرداریه... کسی در خونه مونو نمیزنه... آقااا...راضی نشو دلم بشکنه... ...

۹ اردیبهشت 1395
1K
عاشقانه های پاک یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او . #باید_از_اینجا_به_سوی_کربلا_پرواز_کرد… #عشق_مجنون_را_به_لیلا_در_حرم_ابراز_کرد… . . #قرار_عاشقی... . قبل خواستگاری ندیده بودمش... چنان جذب تقدّس وجودش شده بودم... که میخواستم همونجا وسط مراسم... دستای مادرمو بوسه بارون ...

عاشقانه های پاک یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او . #باید_از_اینجا_به_سوی_کربلا_پرواز_کرد… #عشق_مجنون_را_به_لیلا_در_حرم_ابراز_کرد… . . #قرار_عاشقی... . قبل خواستگاری ندیده بودمش... چنان جذب تقدّس وجودش شده بودم... که میخواستم همونجا وسط مراسم... دستای مادرمو بوسه بارون کنم... واسه این انتخابش... . #دیدمش_انگار_چیزی_بر_دلم_تأثیر_کرد… #با_نگاه_ساده_اش_دنیا_ی_من_تغییر_کرد… . انگار عاشق شده بودم... عاشق حجب و ...

۱۳ بهمن 1394
4K
یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او . #مانده_بر_دل_دیدنت_در_رخت_داماد_ی_پسر… #مادرم_خُب_آرزو_دارم_یه_کاری_کن_بِجُنْب…! . . #معیار_ها_ی_ازدواج... . گفتم:

یَا مُجِیبَ أَلْمُضْطَرّ #بنام_او #بیاد_او #برای_او . #مانده_بر_دل_دیدنت_در_رخت_داماد_ی_پسر… #مادرم_خُب_آرزو_دارم_یه_کاری_کن_بِجُنْب…! . . #معیار_ها_ی_ازدواج... . گفتم: "همسرت باید خوشکل باشه…!" گفت: "زیبایی درونی بهتره مادر... . زیبایی ظاهر...عمرش کوتاهه...!" . گفتم: "مسائل مادّی مهّمه هاااا..!" گفت: "اصالت خونوادگی مهمتره مادر…!" . #مادرم_گفت_مبادا_زنِ_ارزان_بخری... #او_نمیخواست_عروسش_صلواتی_باشد... . گفتم: "عروسم باید کدبانو و خونه دار باشه..." ...

۲۱ شهریور 1394
2K