نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

شاهزاده_برفی (۱۰ تصویر)

پارت ۱۹ _ #شاهزاده_برفی منم خواستم بلند شم اما باصدای پدر با گیجی دوباره برگشتم سره جای عه اولم... پادشاه یانگ:میدونی که تانیا ام قراره بیاد نه؟ دراگون:بله پدر پادشاه یانگ: هنوزم بهش احساسی داری؟ ...

پارت ۱۹ _ #شاهزاده_برفی منم خواستم بلند شم اما باصدای پدر با گیجی دوباره برگشتم سره جای عه اولم... پادشاه یانگ:میدونی که تانیا ام قراره بیاد نه؟ دراگون:بله پدر پادشاه یانگ: هنوزم بهش احساسی داری؟ دراگون:شما گفتید نداشته باشم پس‌.‌. پادشاه یانگ:قلبت به حرف من گوش میکنه؟ لبامو با زبونم ...

۷ روز پیش
25K
پارت ۱۸_ #شاهزاده_برفی سعی کردم به خودم بیام و تعادلم رو حفظ کنم ولی فکر کنم خیلی موفق نبودم چون سویون با نگرانی بم خیره شده بود و تنها کسی که بایع پوزخند مزحک بم ...

پارت ۱۸_ #شاهزاده_برفی سعی کردم به خودم بیام و تعادلم رو حفظ کنم ولی فکر کنم خیلی موفق نبودم چون سویون با نگرانی بم خیره شده بود و تنها کسی که بایع پوزخند مزحک بم نگاه میکرد پادشاه یانگ بود ....به ارومی و طوری که مطمعن باشم که پاهام لرزه ...

۱ هفته پیش
28K
پارت ۱۷_ #شاهزاده_برفی دراگون:منظورت چیه؟ مومو:منظورم کاملا روشنه... دراگون:یعنی اینهمه بریز و بپاش برای هریاس؟ باید چشاشو میدین شده بود قده دوتا توپ بسکت!خوب چیه اره ادمه خودخواهیم میدونم😑 مومو:تو...تو دراگون:من؟ مومو:هیچی پشتش رو بهم ...

پارت ۱۷_ #شاهزاده_برفی دراگون:منظورت چیه؟ مومو:منظورم کاملا روشنه... دراگون:یعنی اینهمه بریز و بپاش برای هریاس؟ باید چشاشو میدین شده بود قده دوتا توپ بسکت!خوب چیه اره ادمه خودخواهیم میدونم😑 مومو:تو...تو دراگون:من؟ مومو:هیچی پشتش رو بهم کرد که بره ولی لحظه اخر ایستاد و برگشت بهم نگاه کرد... مومو:لیانا عم قرار ...

۱ هفته پیش
18K
پارت پونزدهم_ #شاهزاده_برفی مقر پادشاهی تاریکی_جونگ کوک _نه مارنی:چرا نه؟ جونگ کوک:خطرناکه مارنی:اما تو هستی جیمین هست در ظمن من دیگه بزرگ شدم! جونگ کوک:من باشم جیمین باشه بازم خاطرناکه! مارنی:برادر! جونگ کوک:هوم؟ مارنی:لطفا قول ...

پارت پونزدهم_ #شاهزاده_برفی مقر پادشاهی تاریکی_جونگ کوک _نه مارنی:چرا نه؟ جونگ کوک:خطرناکه مارنی:اما تو هستی جیمین هست در ظمن من دیگه بزرگ شدم! جونگ کوک:من باشم جیمین باشه بازم خاطرناکه! مارنی:برادر! جونگ کوک:هوم؟ مارنی:لطفا قول میدم مواظب خودم باشم جونگ کوک:منم میگم نمیشه بیای _بهتره همراهمون بیاد! جونگ کوک:به چه ...

۲ هفته پیش
21K
پارت سیزدهم_ #شاهزاده_برفی اولیویا: سال ها پیش تموم سرزمین ها بهم پیوسته بودن و فرقی نداشت یه الفی یا یه فردی با قدرت تاریکی تموم این هفت سرزمین فقط یک فرمانروا داشت...شاه ریووکا ولی همونطور ...

پارت سیزدهم_ #شاهزاده_برفی اولیویا: سال ها پیش تموم سرزمین ها بهم پیوسته بودن و فرقی نداشت یه الفی یا یه فردی با قدرت تاریکی تموم این هفت سرزمین فقط یک فرمانروا داشت...شاه ریووکا ولی همونطور که میدونی هیریا کسی که شاه ریووکا عاشقش بود.. لیا:به شاه ریووکا خیانت کرد؟ الیویا:نه...اون ...

۲ هفته پیش
21K
پارت یازدهم_ #شاهزاده_برفی کوکی:بله حق کاملا باشماست یه خنده خیلی کیوت کرد که قیافه اش رو خیلی ناز تر میکرد....بعد یهو حالت صورتش غمگین شد... مارنی:راجب چیزی که ارشد پارک گفت فکر کردی؟ کوکی:اره...من میرم! ...

پارت یازدهم_ #شاهزاده_برفی کوکی:بله حق کاملا باشماست یه خنده خیلی کیوت کرد که قیافه اش رو خیلی ناز تر میکرد....بعد یهو حالت صورتش غمگین شد... مارنی:راجب چیزی که ارشد پارک گفت فکر کردی؟ کوکی:اره...من میرم! مارنی:منم باهات میام کوکی:بینم دیوونه شدی مارنی:نشدم اما نمیتونم بزارم برادره بزرگترم تنهایی بره یه ...

۲ هفته پیش
20K
پارت ششم_ #شاهزاده_برفی تمین:باید اونو بخوای نه اینکه با زور بکشیش بیرون😑 مینهیوک:اهان😅 تمین:الان که فهمیدی اروم روش تمرکز کن😐 مینهیوک:باشه😐 دوباره چشمام رو بستم ولی مثل دفعه قبل به خودم فشار نیوردم به تنها ...

پارت ششم_ #شاهزاده_برفی تمین:باید اونو بخوای نه اینکه با زور بکشیش بیرون😑 مینهیوک:اهان😅 تمین:الان که فهمیدی اروم روش تمرکز کن😐 مینهیوک:باشه😐 دوباره چشمام رو بستم ولی مثل دفعه قبل به خودم فشار نیوردم به تنها چیزی که فکر میکردم اب و ابر بود ....اتنها چند ثانیه بعد حس کردم یه ...

۲ هفته پیش
28K
پارت سوم_ #شاهزاده_برفی با تموم استرسم به تهیونگ نگاه کردم که بارامش رو به هم چشماشو بست بود...نگهبان وردمون رو علام کردو پدر اجازه داد تا وارده اتاقش بشیم.. پادشاه یون:بیاید اینجا باحرفش هردومون اتماتیک ...

پارت سوم_ #شاهزاده_برفی با تموم استرسم به تهیونگ نگاه کردم که بارامش رو به هم چشماشو بست بود...نگهبان وردمون رو علام کردو پدر اجازه داد تا وارده اتاقش بشیم.. پادشاه یون:بیاید اینجا باحرفش هردومون اتماتیک وار حرکت کردیم جلو پادشاه یون:بشینید نشستیم...برخلاف استرسی که من داشتم تهیونگ خیلی اروم بود... ...

۳ هفته پیش
20K
پارت دوم_ #شاهزاده_برفی مقرپادشاهی اب _پخخخ با جیغ از سره جام پریدم...قبلم امد تو دهنم تیونگ:بردادررر تهیونگ:کوفتت...پسر انقدر ترسو؟ تیونگ: یاااا من ترسو نیست فقط جا خوردم همین تهیونگ:مطمعنی؟ حتما کیشیش عظمه که از مورچه ...

پارت دوم_ #شاهزاده_برفی مقرپادشاهی اب _پخخخ با جیغ از سره جام پریدم...قبلم امد تو دهنم تیونگ:بردادررر تهیونگ:کوفتت...پسر انقدر ترسو؟ تیونگ: یاااا من ترسو نیست فقط جا خوردم همین تهیونگ:مطمعنی؟ حتما کیشیش عظمه که از مورچه ها میترسه نه؟ تیونگ: مورچه؟؟؟؟؟ کی؟؟؟من؟؟؟ تهیونگ:نه من..پسره لوس تیونگ:دیگ به دیگ میگه روت سیاه...یکی ...

۳ هفته پیش
26K
پارت اول_ #شاهزاده_برفی با تقه ایی که به در خورد به خودم امد.. تانیا:بیا تو چند لحظه بعد جیان با لبخندی که نشون میداد یه خبره مهم داره امد تو.. تانیا:چی شده؟ جیان:اون چیزی که ...

پارت اول_ #شاهزاده_برفی با تقه ایی که به در خورد به خودم امد.. تانیا:بیا تو چند لحظه بعد جیان با لبخندی که نشون میداد یه خبره مهم داره امد تو.. تانیا:چی شده؟ جیان:اون چیزی که میخواستید.. تانیا: پس وقتشه؟ جیان:درسته ولی شما مطمئنید میخواید همچین کاری کنید؟ بنظرتون کشتن شاهزاده ...

۳ هفته پیش
39K