نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت (۹۶ تصویر)

#پارت ۷۷ رمان آغـ💑ـوشت آرامش جهانست🔱 وقتی برگشتم آیدین رو دیدم که تفنــــگش رو گذاشت بود رو پیشـــــونی عمـاد خدای من یعنی میخواد واقعا آدم بکشه ..... از ترس زبونم بند اومد آیدین:(با داد ) ...

#پارت ۷۷ رمان آغـ💑ـوشت آرامش جهانست🔱 وقتی برگشتم آیدین رو دیدم که تفنــــگش رو گذاشت بود رو پیشـــــونی عمـاد خدای من یعنی میخواد واقعا آدم بکشه ..... از ترس زبونم بند اومد آیدین:(با داد ) چرااااا بدون اجازه وارد اتاق شدی ؟؟؟ خودت خوب میدونی خیلی از این حــرکت بدم ...

۱ روز پیش
6K
#پارت ۷۵رمان آغـــوشت آرامش جهانست🔱 چشمام نمیشه باز بود ....... _بد کـــردی با آدمی مثل من ...... پا رو دم فیل گذاشتی ،حالا ببین چیکار میکنم عماد بیارش عماد :بریم بچه هاااا چشمام کامل بسته ...

#پارت ۷۵رمان آغـــوشت آرامش جهانست🔱 چشمام نمیشه باز بود ....... _بد کـــردی با آدمی مثل من ...... پا رو دم فیل گذاشتی ،حالا ببین چیکار میکنم عماد بیارش عماد :بریم بچه هاااا چشمام کامل بسته شد و دیگه هیچی نفهمیـــدم ...... #از زبان ارسلان آرام چرااااااااااااااا چــــــــررررررااااااااااا .......... یعنــی اینقدر ...

۵ روز پیش
10K
#پارت ۷۴رمان آغـــ💑 ــوشت آرامش جهانست 🔱 چـــرا صدای جیــغ اومد ........... در اتاق بدجــور باز شد ......جوری که دسته در به دیوار خورد ... یه ضرب داخــل رختخوابم نشســتم ،مامان بزرگ رو دیدم که ...

#پارت ۷۴رمان آغـــ💑 ــوشت آرامش جهانست 🔱 چـــرا صدای جیــغ اومد ........... در اتاق بدجــور باز شد ......جوری که دسته در به دیوار خورد ... یه ضرب داخــل رختخوابم نشســتم ،مامان بزرگ رو دیدم که داخل چارچوب در با چشمای اشکی که در عرض چند لحظـــه شده بود کـــاسه خـــون...... ...

۷ روز پیش
10K
#پارت ۷۲رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست🔱 ارام : وااااااااااای چنان دستـــم رو کشید که با کله خوردم یه جای سفت ارسلان : سلام آرام خانم صدای ارسلان باعث شد ،که یاد بلایی که سرش اورده ...

#پارت ۷۲رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست🔱 ارام : وااااااااااای چنان دستـــم رو کشید که با کله خوردم یه جای سفت ارسلان : سلام آرام خانم صدای ارسلان باعث شد ،که یاد بلایی که سرش اورده بودم بیوفتــــم آرام : نهههههههههه ارسلان : صبحت بخیر به حالت عادی خودم برگشتــم ارام ...

۱ هفته پیش
15K
#پارت ۷۱رمان آغــ💑ـــوشت آرامش جهانست 🔱 ارسلان :آرام چی شده ؟ آرام :نههههههههههههه جیغغغغغغغغغغغغغغغ ارسلان :آرام جیغ نزن بگو چی شده ؟ نگاهی به صورت ارسلان کـــردم اضطراب از سر و روش می بارید ، ...

#پارت ۷۱رمان آغــ💑ـــوشت آرامش جهانست 🔱 ارسلان :آرام چی شده ؟ آرام :نههههههههههههه جیغغغغغغغغغغغغغغغ ارسلان :آرام جیغ نزن بگو چی شده ؟ نگاهی به صورت ارسلان کـــردم اضطراب از سر و روش می بارید ، آرام :هیچی میخواستــــم سر کارت بزارم 😄 ارسلان :چـــی 😡 ارام :خواستم از یک نواختی ...

۱ هفته پیش
12K
#پارت ۶۹رمان آغـ💑ــوشت آرامش جهانست🔱 ارسلان :آرام نگاهم کن سرم رو برده بود طرف خودش ،ولی به پشت سرش خیره شده بودم و نگاه به چشماش نمی کــــردم ارسلان :آرام چیزی شده ؟این رفتارت.... آرام ...

#پارت ۶۹رمان آغـ💑ــوشت آرامش جهانست🔱 ارسلان :آرام نگاهم کن سرم رو برده بود طرف خودش ،ولی به پشت سرش خیره شده بودم و نگاه به چشماش نمی کــــردم ارسلان :آرام چیزی شده ؟این رفتارت.... آرام :چیزی نیست دستش رو داخل گودی کمرم نرم و اروم میکشید ، این که تو ...

۲ هفته پیش
14K
#پارت ۶۷رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست🔱 دستمو رو صفحه گوشیم کشیدم وصل شد ارسلان : کجایی؟ آرام : دانشگاه ارسلان : باید باهات صحبت کنم ، آرام : من و تو باهم حرفی نداریم ارسلان ...

#پارت ۶۷رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست🔱 دستمو رو صفحه گوشیم کشیدم وصل شد ارسلان : کجایی؟ آرام : دانشگاه ارسلان : باید باهات صحبت کنم ، آرام : من و تو باهم حرفی نداریم ارسلان :مهم باید گوش کنی حرفام رو آرام :وقت ندارم ارسلان :آرام جـــوری گفت آرام که ...

۲ هفته پیش
16K
#پارت ۶۶رمان آغـ💑 ـــوشت آرامش جهانست🔱 #از زبان آرام آرام :دنیل گیر کرده جدا نمیشه ،بزار ساعت رو باز کنم دنیل :صبـــر کن الان جدا میشه سرشو برد نزدیک مچ دستم با دندون نـــــخ رو ...

#پارت ۶۶رمان آغـ💑 ـــوشت آرامش جهانست🔱 #از زبان آرام آرام :دنیل گیر کرده جدا نمیشه ،بزار ساعت رو باز کنم دنیل :صبـــر کن الان جدا میشه سرشو برد نزدیک مچ دستم با دندون نـــــخ رو دو نصف کــــرد ،نخ جدا شد دستم که رها شد گفتم :ممنون...... خواستــم ادامه صبحتم ...

۳ هفته پیش
17K
#پارت ۶۴رمان آغـــ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 که.......... پاشنه کفشم بلند بود زیر دنباله لباسم گیردکــرد ،نزدیک بود بیوفتـم، دستمو به تنه درخت نزدیک گرفتم خم شدم و دنبال لباس رو کشیدم پشت ســـردم و صافش ...

#پارت ۶۴رمان آغـــ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 که.......... پاشنه کفشم بلند بود زیر دنباله لباسم گیردکــرد ،نزدیک بود بیوفتـم، دستمو به تنه درخت نزدیک گرفتم خم شدم و دنبال لباس رو کشیدم پشت ســـردم و صافش کــردم به راهم ادامه دادم رفتم نزدیک میز های که سینی های پر از غذا ...

۳ هفته پیش
18K
#پارت ۶۲رمان آغـــ💏ــوشت آرامش جهانست 🔱 دستم بین دکمه های لباسش بود که در حال به صدا در اومد همین که ارسلان صدای در رو شنید به ضرب نشست آرام :ارسلان دارز بکش من خودم ...

#پارت ۶۲رمان آغـــ💏ــوشت آرامش جهانست 🔱 دستم بین دکمه های لباسش بود که در حال به صدا در اومد همین که ارسلان صدای در رو شنید به ضرب نشست آرام :ارسلان دارز بکش من خودم در رو باز میـــــکنم ارسلان :نه تو حق نداری بری در رو باز کنــــی ،باید ...

۴ هفته پیش
21K
#پارت ۶۳رمان آغـ💏ـوشت آرامش جهانست🔱 سرم رو از زخمش کشیدم کنار همین که سرم رو آوردم بالا تو یه خسله گـــرم فرو رفتم ،ارسلان به شدت منو به خودش فشُرد ،با شدت بیشـــتری ، لبشو ...

#پارت ۶۳رمان آغـ💏ـوشت آرامش جهانست🔱 سرم رو از زخمش کشیدم کنار همین که سرم رو آوردم بالا تو یه خسله گـــرم فرو رفتم ،ارسلان به شدت منو به خودش فشُرد ،با شدت بیشـــتری ، لبشو گذاشت رو گونــــم و گونم رو بوسید و شروع کرد بوسه های ریز ریز طرف ...

۴ هفته پیش
23K
#پارت ۶۱رمان آغــ💏ــوشت آرامش جهانست 🔱 دســـتمو با تمام قدرتــــم زدم به کیسه بکس ،پامو که خواستم بزارم عقب ،یه نفر دست گذاشت رو دهنم، یه جیــــــغ خفه کشیدم آرام :(دستش رو دهنم بود )ولم ...

#پارت ۶۱رمان آغــ💏ــوشت آرامش جهانست 🔱 دســـتمو با تمام قدرتــــم زدم به کیسه بکس ،پامو که خواستم بزارم عقب ،یه نفر دست گذاشت رو دهنم، یه جیــــــغ خفه کشیدم آرام :(دستش رو دهنم بود )ولم کن صدا:هیسسسسسسسس هر چی دست و پا زدم فایده نداشت ، هیکلش خیلی گنده بود ...

۴ هفته پیش
21K
#پارت ۶۰رمان آغـ💏ـوشت ارامش جهانست 🔱 مهدیس :گفتم من میرم یعنی من میرم آرام :باز که جلوم رو گرفتی برو کنار تا عصبی نشدم و بزنمت ها مهدیس :آرزو بر جوانان عیب نیست آرام : ...

#پارت ۶۰رمان آغـ💏ـوشت ارامش جهانست 🔱 مهدیس :گفتم من میرم یعنی من میرم آرام :باز که جلوم رو گرفتی برو کنار تا عصبی نشدم و بزنمت ها مهدیس :آرزو بر جوانان عیب نیست آرام : تو حرف حساب حالیت نمیشه ،فقط از جلو چشمم دور شو زدمش کنار رد شدم ...

۲۵ بهمن 1397
21K
#پارت ۵۹رمان آغـ💋 ــــوشت آرامش جهانست 🔱 چاقو رو برد بالا با جیغ و صدا زدن من به خودش اومد و دست پسر رو پیچوند اینقدر ترسیـــده بودم که نمی تونستم درست نفس بکشم پسر ...

#پارت ۵۹رمان آغـ💋 ــــوشت آرامش جهانست 🔱 چاقو رو برد بالا با جیغ و صدا زدن من به خودش اومد و دست پسر رو پیچوند اینقدر ترسیـــده بودم که نمی تونستم درست نفس بکشم پسر از ارسلان فاصله گرفت و گفت :اگــــر بیاید جلو واسه اون خانم کوچولو بد اتفاقی ...

۲۳ بهمن 1397
23K
#پارت ۵۸رمان آغــ💑ــوشت آرامش جهانست🔱 واااااااااای......... نه........... آخ...... مهدیس هلم داد ، رو کمر خوردم زمین آرام :آخ کمـــرم ساحل:مهدیس چراااا هل دادی آرام رو بیشعورررر مهدیس:حقشه حق نداره به من بخنده ،خیلی هم خوب ...

#پارت ۵۸رمان آغــ💑ــوشت آرامش جهانست🔱 واااااااااای......... نه........... آخ...... مهدیس هلم داد ، رو کمر خوردم زمین آرام :آخ کمـــرم ساحل:مهدیس چراااا هل دادی آرام رو بیشعورررر مهدیس:حقشه حق نداره به من بخنده ،خیلی هم خوب کردم پریدم رو جفت پام ایســـتادم ، با این که کمرم درد میکرد ولی بازم ...

۲۱ بهمن 1397
18K
#پارت ۵۶رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست 🔱 اخه ارسلان چرا این کارو میکنه ؟؟؟ آدرین :آرام من میخواستم بهت بگم که.... آرام :آدرین من باید برم فعلا از آدرین فاصله گرفتم و رفتم سمت آخر ...

#پارت ۵۶رمان آغـ💑 ـوشت آرامش جهانست 🔱 اخه ارسلان چرا این کارو میکنه ؟؟؟ آدرین :آرام من میخواستم بهت بگم که.... آرام :آدرین من باید برم فعلا از آدرین فاصله گرفتم و رفتم سمت آخر و گوشه ترین جای سالن ،چرا وقتی ارسلان رو دیدم اونم تو این وضعیت قلبم ...

۱۸ بهمن 1397
22K
#پارت ۵۴رمان آغـ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 آییییییی پاممممم..... آخ جیغغغغغغغغغغغغغـ........، پامو به حالت کامل خمیده گرفتم دردش کمتر شد حشمتی :تو حق نداری منو پس بزنی فهمیدی آرام :دست از سرم بردار واگر نه بد ...

#پارت ۵۴رمان آغـ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 آییییییی پاممممم..... آخ جیغغغغغغغغغغغغغـ........، پامو به حالت کامل خمیده گرفتم دردش کمتر شد حشمتی :تو حق نداری منو پس بزنی فهمیدی آرام :دست از سرم بردار واگر نه بد میبینی ساحل اومد و دستمو گرفت با کمک ساحل بلند شدم و ساحلو پس زدم ...

۱۴ بهمن 1397
21K
#پارت ۵۳ آغـ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 از بالا پله ها افتادم ، مامان بزرگ :آرامممممممممممممممم دور خوردم رو پله ها تا اومدم پایین ،پیشونیم درد میکرد ،نفهمیدم چندتا پله دیگه مونده بود فقط پامو بین ...

#پارت ۵۳ آغـ💑ـوشت آرامش جهانست 🔱 از بالا پله ها افتادم ، مامان بزرگ :آرامممممممممممممممم دور خوردم رو پله ها تا اومدم پایین ،پیشونیم درد میکرد ،نفهمیدم چندتا پله دیگه مونده بود فقط پامو بین نرد کردم تا جلو قِل خوردنمو بگیرع ، چشمامو به زور باز کردم جیغ مامان ...

۱۳ بهمن 1397
22K
#پارت ۵۲رمان آغـ💏ـوشت آرامش جهانست 🔱 واااااایییییییییی..... جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغـــ............................ #از زبان ارسلان پای قهوه ساز ایستاده بودم ،تا قهوه اسپرسوم آماده بشه ، به آرام فکرم میکردم ،هر کاری کردم نمی توستنم بهش فکر نکنم ، ...

#پارت ۵۲رمان آغـ💏ـوشت آرامش جهانست 🔱 واااااایییییییییی..... جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغـــ............................ #از زبان ارسلان پای قهوه ساز ایستاده بودم ،تا قهوه اسپرسوم آماده بشه ، به آرام فکرم میکردم ،هر کاری کردم نمی توستنم بهش فکر نکنم ، لیوان مشکی مخصوص ام رو برداشتم و زیر قهوه ساز گرفتم ☕☕ همون جور که ...

۱۲ بهمن 1397
23K
#پارت ۵۱رمان آغــ💏ـوشت آرامش جهانست 🔱 از زبان ارسلان ساحل جیغ میزد ، خدا کنه آرام چیزیش نشده باشه ،نه نه نه این که گرم کن آرامه ،خدای من با تمام توانم دویدم سمت دریا ...

#پارت ۵۱رمان آغــ💏ـوشت آرامش جهانست 🔱 از زبان ارسلان ساحل جیغ میزد ، خدا کنه آرام چیزیش نشده باشه ،نه نه نه این که گرم کن آرامه ،خدای من با تمام توانم دویدم سمت دریا ،آخه لعنتی چرا رفتی عمق آب تا وسط دریا رفتم و هی صداش میزدم ولی ...

۱۱ بهمن 1397
22K