گاهیم آدما هیچیشون نیست... گم شدن تو روزمره های بیخود زندگی و رنگ از رخ بودنشون پریده...... کم رنگ شده عقیده هاشون و رد کردن مرحلهٔ تو خودشون مردن و دم نزدنو.... آدما گاهی سکوت ...

گاهیم آدما هیچیشون نیست... گم شدن تو روزمره های بیخود زندگی و رنگ از رخ بودنشون پریده...... کم رنگ شده عقیده هاشون و رد کردن مرحلهٔ تو خودشون مردن و دم نزدنو.... آدما گاهی سکوت و سکونو ترجیح میدن به تمام بودنایِ فیکِ غیر واقعی..... اینکه گاهی حوصلت سر بره ...

۱۶ ساعت پیش
9K
و من در خودم سفر کرده ام... صدای استخوان های ریزشده بچه اهو را زیر پای گله بوفالو ها شنیدم.. خیسیه خون را از لب های تشنه‌ی شیرِ بچهِء جدا افتاده از گله گرفتم، دیدم ...

و من در خودم سفر کرده ام... صدای استخوان های ریزشده بچه اهو را زیر پای گله بوفالو ها شنیدم.. خیسیه خون را از لب های تشنه‌ی شیرِ بچهِء جدا افتاده از گله گرفتم، دیدم که ماهی ها اشک میریزند. خستگی لاکپشتِ پیرِ شکسته‌لاک در انزوای تاریک خود مرا به ...

۲ روز پیش
18K