_ یکی از رفقا که نامش تا ابد نزد من محفوظ خواهد ماند، یک روز وسط میدان امام #همدان در مرکزی‌ترین نقطه شهر مجبور شد شلوارش را عوض کند. ماجرا از این قرار بود که ...

_ یکی از رفقا که نامش تا ابد نزد من محفوظ خواهد ماند، یک روز وسط میدان امام #همدان در مرکزی‌ترین نقطه شهر مجبور شد شلوارش را عوض کند. ماجرا از این قرار بود که همکلاسی‌ها هماهنگ کرده بودند روز ۱۳ آبان همگی #شلوار نظامی بپوشند اما هیچکدام نپوشیدند و ...

۲ شهریور 1398
85K
_ چند روز پیش به همراه نوید ولی‌زاده و میثم کریمی به #مناطق_سیل_زده #معمولان و #پلدختر رفتیم. در راه آقای ساکی از میزان خسارت‌ها و بی‌توجهی‌ها گفت. ما هم دوست داشتیم زودتر برسیم و به ...

_ چند روز پیش به همراه نوید ولی‌زاده و میثم کریمی به #مناطق_سیل_زده #معمولان و #پلدختر رفتیم. در راه آقای ساکی از میزان خسارت‌ها و بی‌توجهی‌ها گفت. ما هم دوست داشتیم زودتر برسیم و به سیل‌ زده‌ها کمک کنیم. _ وقتی به پلدختر رسیدیم و از خودرو پیاده شدیم، دیدیم ...

۳۱ مرداد 1398
71K
_ #عاشقانه_های_محسن _ پلکم می‌پرد. پریدن که نه، پرپر می‌زند. بال می‌زند. گویی کسی می‌خواهد به مهمانی دلم بیاید. کسی که هرچند دیر ولی می‌آید و می‌شود صاحبخانه ابدی این دل. کسی که می‌آید و ...

_ #عاشقانه_های_محسن _ پلکم می‌پرد. پریدن که نه، پرپر می‌زند. بال می‌زند. گویی کسی می‌خواهد به مهمانی دلم بیاید. کسی که هرچند دیر ولی می‌آید و می‌شود صاحبخانه ابدی این دل. کسی که می‌آید و می‌نشیند کنارم. زیر پارچه‌ای سفید. زیر بارانی از قند. کسی که در میان نگاه‌های خرسند ...

۳۱ مرداد 1398
55K