ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_29 . .. #بهت_میرسم . در نیمه باز اشپزخونه رو باز کردم ک با دیدن ...

#پارت_29
.
.. #بهت_میرسم
.

در نیمه باز اشپزخونه رو باز کردم ک با دیدن دیو ک یکی از خدمتکار های جدید رو چسبونده بود دیوار و با وعضی اسف بار...با ولع از هم کام میگرفتند...دستام مشت شد...

.دهنم از این همه وقاهت و بیشعوری باز مونده بود...چند بار بهش تذکر داده بودم حق نداره با خدمتکارای من بریزه رو هم...کلی دختر بیرون ریخته کاری به کار خدمه های من نداشته باشه...ولی انگار قرار نیست این بشر ادم بشه...
.
با اعصبانیت داد زدم:دیو ...داری چه غلطی میکنی؟...
.
اون دوتا ک از یهویی اومدن من و صدای بلندم شکه شده بودن از هم جدا شدن و با ترس در حالی ک نفس نفس میزدن به من خیره شدن...
.
نزدیکشون شدم و نیم نگاهی به صورت ترسیده و پر از خجالت دختره انداختم و برگشتم سمت دیو و دستم و بلند کردم و محکم خابوندم تو صورتش...

.دیو ک از شدت ضربه ی من صورتش سمت دختره خم شده بود...دستی رو صورتش کشید و دوباره سرشو صاف کردو انداخت پایین و چیزی نگفت...
.
رو به دختره ک از ترس و نگرانی رنگ به رو نداشت گفتم:برو...
.
نگاهی با ابهام بهم انداخت ک داد زدم:گمشو برو بیرون...
.
هینی کشید و دستشو رو قلبش گزاشت و با سرعت به سمت در خدمتکارا رفت و از اشپز خونه خارج شد...میدونستم تقصیر اون نیست...دیو همیشه همین بوده...دخترا هم ک با دیدنش از خود بی خود میشن...خامش میشن...مقصر دیوه ک ندیده نشناخته با دیدن زیباییشون شروع میکنه به نخ و طناب دادن...اینقدر چشم و ابرو میاد ک طرفم خر میشه و ....بعلللله...
.
نگاهی بهش انداختم ک با اعصبانیت گفت:حق نداری جولوی خدمتکارات منو کوچیک کنی...این رفتارا چه معنی میده ایزابلا؟...
.
دستم رو بلند کردم و با اعصبانیت گفتم:خفه شو...خفه شو دهنتو ببند...من باید العان اعصبانی باشم نه تو...چند بار گفتم با این بدبختا رو هم نریز؟...چند بار گفتم من توی خونم روابط عاشقانه نمیپزیرم؟...ها؟...حالیته؟....
.
دیو:این اوج خودخاهیه تورو میرسونه ایزابلا...اونا مگه دل ندارن؟...چرا هرکس میاد اینجا باید دور عشق و عاشقی و خط بکشه؟....این چه قانونیه؟...نامردیه..
.
انگشت اشارمو با تهدید سمتش گرفتم و اروم و شمرده شمرده گفتم:ببین دیو...این بار اخره ک بهت تذکر میدم...حق رو هم ریختن با خدمتکارای منو نداری...اره میدونم این نامردیه...این یه قانونه سخته...ولی قانونه منه...قانون سر سخت ژنرال....هر کس اومد سمت من باید اینارو بپذیره...اوناهم اینارو قبول کردن وگرنه اینجا نمی اومدن...حالا هم برو خونه....صبح پرواز داریم...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...