ویژه کنید
عکس و تصویر #رمان پرونده بسته #پارت ششم ولی اون هنوز اونجا بود.دو بوق سه بوق... بوق چهارم ...

#رمان پرونده بسته #پارت ششم
ولی اون هنوز اونجا بود.دو بوق سه بوق...
بوق چهارم اون با شتاب سرشو 180درجه چرخوند و دهنشو در حد امکان باز کرد...
اینها روی هم5ثانیه هم اتفاق نیوفتاد و اون غیب شد .
سرم به پشت تکیه دادم....
تموم شد.
***
در خونه رو باز کردم . کتونی هام و درآوردم و پرتشون کردم یه گوشه..
_سلام
_بع بع سلام اجی خانوم!
+مگه گوسفندی بع بع میکنی؟
_ببند
+مامان و پاکان کجان؟!
_پاکان تو اتاق عشقش و مامانم متاسفانه یکی از دوستاش به اون دنیا پرتاپ شده بیلیط گرفته رفته شیراز ....ب تو هم زنگ زد ولی انگار گوشیت خاموش بوده؟!
+عآم اره شارژش تموم شده.یادم بنداز بهش زنگ بزنم.
_باشه
از پله ها بالا رفتم و در اتاقم و باز کردم . پاکان رو تختم، خوابیده بود و متکام و بغل کرده بود .بالا سرش رفتم و رو زانوهام نشستم موهای روی پیشونیشو کنار زدم و پیشونیشو بوسیدم .
از جام بلند شدم و لباس هام و عوض کردم . دفتر یادداشت و پرونده رو روی میزم گذاشتم ..
قربانی سوم:
روژمان مدبر...
وکیل پایه یک دادگستری!به دلیل از دست دادن نامزدش دیونه میشه!
به تیمارستان میبرنش! همون تیمارستان که آتیلا داخلش مشغول کار بوده؟!
سه دفعه دست به خودکشی میزنه!
بعد یه مدت که نشون میده حالش مساعده به خونه میارمنش و گیلدا رو استخدام میکنن تا پرستارش بشه ...
ولی اون یه روز توی هموم شاهرگشو میزنه و گیلدا دیر میرسه!
اما این به آتیلا.. .
وایسا...
پرونده رو تند تند ورق زدم تا به صفحه مورد نظرم رسیدم.
آتیلا یکی رو می‌کشه.. .
تو همون تیمارستان اسم مقتول!
بارانک سیفانی ....
با تزریق اکسیژن داخل رگش!
اما چرا؟!
حالا وکیل بارانک گیلدا بوده؟!یه چیزی اینجا غلطه.. ..
یکبار دیگه پرونده گیلدارو باز کردم.با دقت تموم پرونده رو زیرو رو کردم.نه....نه....نه...
پرونده رو روی میز گذاشتم. دست مو با سرم گرفتم. صلیب برعکس!

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...