ویژه کنید
عکس و تصویر پارت ۹ فیک سرنوشت هانا و سورا توی ماشین نشسته بودن و هیچ حرفی نمیزدن ...

پارت ۹ فیک سرنوشت
هانا و سورا توی ماشین نشسته بودن و هیچ حرفی نمیزدن . سورا آرنجش رو روی دستگیره در گذاشته بود و به بیرون از پنجره نگاه میکرد و فکر میکرد . بعد کمی فکر کردن سرشو برگردوند سمت هانا و حرف زد
_ولی من تجربه ی بازیگری داشتم
هانا نگاهشو از پنجره گرفت و به سورا نگاه کرد
_اِااا...کی اونوقت؟؟
_چند سال پیش
_کجا؟؟
_یکی از موزیک ویدیو های گات سون
هانا یکم فکر کرد و جواب داد
_آهااااان...اره راستی...ولی خوب چرا تو...اونم با جیبی؟؟
_نه...من با جیبی بازی نکردم
_احمق...کیم جیبی رو نمیگم...گرچه اون اسمش جونگ بیه...ولی ما چرا بهش میگیم جیبی؟؟...بیخیال...چرا با جیبی گات سون؟؟
_نکه من زیادی خوشگلم...واسه همون
_سورا...بهتره از حد خودت نگذری...من نقش اولم...و تو...نقش دوم...اینو هیچوقت یادت نره
_من که چیزی نگفتم...
_آفرین نگو
انقدر حرف زدن که راننده ی تاکسی صداش در اومد
_خانوما...چیزی شده
هانا و سورا_نه...
راننده_آخه متوجه نشدید که رسیدیم
سورا نگاهی به اطرافش کرد
_اره...خیلی ممنون
راننده سرش و به نشونه ی خواهش میکنم تکون داد . هانا و سورا پیاده شدن و رفتن سمت در و در زدن . یه نفر درو باز کرد که هانا با دیدن اون قیافش تو هم کشیده شد
هانا_کیم کای؟
کای_چیه؟؟؟...امضا میخوای...
هانا با اون نگاه های ترسناکش بهش نگاه کرد . سورا با لبخند شروع کرد به حرف زدن
_سلام...ما مهمون های بیون بکهیون هستیم
کای به هانا نگاه کرد
_تو باید سورا باشی...
سورا با همون لبخندش دوباره حرف زد
_نه...سورا منم...این دوهانا...
کای نگاهشو از هانا گرفت و به سورا نگاه کرد
_اون قدر که بکهیون از خوشگلیتون تعریف میکرد...برام عجیب بود که این دختر یعنی هانا سورا باشه...چون اصلا شبیه تعریف های بکهیون نبود
سورا_شما هم اصلا شبیه حرف های هانا نیستید
_فکر کنم خیلی دوسم داره
سورا_نه راستش...مـ...
هانا پرید وسط حرفش
_متنفرم...حالا میشه برید کنار میخوام رد شم
کایو هول داد و رفت داخل
سورا_ببخشید...
اینو گفت و رفت داخل
....
ببخشید کم بود چیزی به ذهنم نمیرسید

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...