ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_پونزدهم #لونا #بک_کیونگ لونا: یک لحظه قیافه جیمین اومد جلو چشمام . شبیه هم بودن ...

#پارت_پونزدهم
#لونا #بک_کیونگ

لونا:

یک لحظه قیافه جیمین اومد جلو چشمام . شبیه هم بودن . هم از لحاظ ظاهر هم باطن . هردو شوخ و مهربون . هردو علایقشون یکی بود .

اما خب ...زیاد هم خوب نبود . من با شوگا دشمنی داشتم و شاید دلم نمی خواست جیمین صدمه ببینه . سرمو تکون دادم و گفتم : نه بابا . کارای ما به این دوتا صدمه نمی زنه .

صدای بک کیونگ بلند شد : بیا میچا . اینم مثل تو روانی شد . سرشو تکون میده و با خودش حرف میزنه .

مثل همون وقتایی که عصبانی میشدم رفتم نزدیکش و دستامو گذاشتم رو لپاشو با لحن ترسناکی گفتم : از جونت سیر شدی نه ؟

لبخند جذابی زد و گفت : نوچ .

میچا : درد . یک دقیقه ساکت شین .

و بعد لحنشو عوض کردو گفت : سلام . خوبی؟ ..مرسی... اها . اره دیدم . اما خب مشکلی پیش نمی یاد هر روز بیای دنبالم ؟
با ناز خندید و گفت : چشم .. ممنون .

خب . نتیجه اخلاقی. این بشر وقتی با ماس مثل گاو رفتار میکنه . اما وقتی جیمین هس صذو هشتاد درجه نغییر میکنه .

تلفن و قطع کرد و دستشو گذاشت رو قلبش و گفت : لونا ..فکر کنم قلب من ضعییف تر از توعه .
دقیقا همون موقع صدای جلینگ جلینگ ساعتم اومد و من دستمو گذاشتم روی قلبم و خم شدم روی زمین .

خدایا ..یک امشب و ول کن .

+ یک..یکتون قرصامو بیاره ..
میچا به سرعت از روی اوپن پرید پایین جوری که با سر افتاد روی سرامیک و اخ و اوخی کرد . بک کیونگ هم از فرصت استفاده کرد و رفت سر کیفم و بسته ی قرصمو آورد . و همونجور غر میزد : مگه من صد بار نمی گم قرصاتو سر موقع خور ؟ مگه نمی گم بدنت به اونا نیاز داره هوم ؟
من خرو بگو هی نگرانشم .
نزدیکم شد و زیر بغلم و گرفت و لیوانی و پر اب کرد و قرص داد بهم .
نفسی تازه کردم و بهش خیره شدم . چشماش دیگه شوخ نبود . حالا هاله ای از جدیت و تنبیه دورش پوشیده شده بود .

شخصیتش منو عجیب یاد سریالای امریکایی مینداخت که پسره برای شاد کردن دختره هر کاری میکرد . مگه میشه چنین پسری و دوس نداشت هوم ؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...