ویژه کنید
عکس و تصویر پارت چهل و شش #چڪاوڪـ : به مامان و بابا شب بخیر گفتمو رفتم تو ...

پارت چهل و شش #چڪاوڪـ :
به مامان و بابا شب بخیر گفتمو رفتم تو اتاقم تا یه زنگی به دایی بزنم . ساعت تازه ۱۰شب بودو مطمئن بودم نخوابیدن . گوشیمو برداشتمو شماره ی خونه ی دایی رو گرفتم ک صدای مهربون زن دایی اومد : سلام بفرمایین
چکاوک : سلام زن دایی جووونم خوبی
زن دایی : چکاوک تویی عزیزم . الهی فدات شم گلم ما خوبیم تو خوبی
چکاوک : منم خوبم زن دایی جون
زن دایی : چ عجب یه زنگی زدی
چکاوک : إ زن دایی من ک بهتون زنگ میزنم این دفه یکم دیر شد
زن دایی : میدونم دخترم . خب چ خبر خوبی سلامتی
چکاوک : اره زن دایی خوب خوبم شما خوبین
زن دایی : ماهم خوبیم ........
یکم دیگه با زن دایی حرف زدمو با دایی و سوگندم حرف زدم و گوشیو قطع کردم . نگاهی به ساعت انداختم ۱۰:۳۰ بود . نیم ساعت داشتم حرف میزدم . هوووف .خزیدم تو تخت و لالا.... صبح زود تر از همیشه بلند شدم ساعت ۸بود . بلند شدمو رفتم حمومو. بعد حموم اومدم بیرونو یه تیشرت کوتاه مشکی عزوسکی پوشیدم و یه شلوار لوله تفنگی گل بهی رنگ عروسک روی تیشرت پوشیدمو موهامو دم اسبی بستمو رفتم بیرون ک دیدم همه خوابنو کسی نیست .
هوا یکم بهاری بود چون دیگه اخرای اسفند بود . برا همین بدون لباس گرم رفتم تو باغ و رفتم طرف باغچه ی بزرگ گل ها . یکم سوز میومد ولی اهمیت ندادمو مث خلا نشستم و گلارو ناز میکردمو باهاشون زیر لبی حرف میزدم ک یهو حس کردم رو هوام .
جیغ خفه ای کشیدمو چسبیدم به کسی ک بغلم کرده بود . ک صدای سورن بلند شد
سورن : دختره ی احمق نمیگی سرما میخوری .موهاتم ک خیسه . من ب تو چی بگم هاان . سرما نخوری صلوات .
چکاوک : دلم خواست اومدم بیرون ب تو چ . ها ها ها
سورن : ک ب من چ اره ؟؟
چکاوک : اره اره اره . بعدم زبونمو تا ته اوردم بیرون .
سورن : باشه الان نشونت میدم . دستشو دور زانوهام حلقه کردو سر و ته انداختم رو کولش .
چکاوک : ولللللم کن الااااغ ولم کن . هوووی با توهما منووو بزار زمین
سورن : خودت خواستی . بگو غلط کردم تا ولت کنم
چکاوک : عمرا
سورن : باشه . زانوهامو محکگ گرفتو شروع ب دوییدن کرد ک حس کردم مغزم افتاد تو دهنم
چکاوک : جییغ ولم کننن
سورن : بگو غلط کردم
چکاوک : نـــــمیــــــــــــــــگم
سورن : ک اینطور . .... حالا مث خر سردم بودو نمیگفتم ک راحت شم. درازا انداختم رو چمناو روم خیمه زدو گف : بگو
چکاوک : نننننننچ
سورن : بگووووووو غلط کردم دفه ی بعد لخت نمیام تو باغ
چکاوک : دلم خواست بیاااام 😝 😝 😝 😝
سورن : بگو وگرنه.....
چکاوک : وگرنه چی . هیچ کاری نمیتون.... تا خواستم حرفمو کامل کنم لباشو گذاشت ..............

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...