ویژه کنید
عکس و تصویر رمان هر جا که باشی پارت ۳۲ آریانا با کامران دست داد که علی یه ...

رمان هر جا که باشی
پارت ۳۲
آریانا با کامران دست داد که علی یه نیشگون محکم از پهلوش گرفت و گفت:_آقا کی باشن؟
کامران:_سلام من کامرانم.
علی_منم علیم.خوشبختم.
کامران_همچنین.
علی اشاره کرد و بهم که یعنی این کیه.
_خب بشینین آقا کامران و معرفی کنم.
بچه ها نشستن که از شانس گندم من افتادم وسط کامران و آرمین.
_خب بچه ها ما قبلا یعنی(رو به علی)قبل اینکه آریانا با تو ازدواج کنه.(رو به بچه ها)باهم یه اکیپ بودیم یعنی من و دوقلوها و کامران و آریانا.
آریانا پرید وسط حرفم و گفت:_آرام زنگ بزن عاطفه و فاطمه بیان به یاد قدیم دور هم جمع بشیم.
حرصی نگاهش کردم و گفتم:_بزار حرفم تموم بشه بعد.
ادامه دادم:_خب میگفتم ما یه اکیپ ۵ نفره بودیم که بعد ازدواج آریانا با علی از هم جدا شدیم یعنی من موندم و دوقلو ها.یعنی در واقع آریانا و علی رفتن سوئد و کامرانم رفت شهرستانشون.خب حرفم تموم شد یه لحظه ساکت باشین من زنگ بزنم به دوقلوها.
گوشیمو از جیب شلوارم برداشتم و زنگ زدم به عاطفه:_الو عاطی.
عاطفه_زهرمار صد دفعه نگفتم به من نگو عاطی.عزیزم خدا بهت یه زبون دراز داده بست نیس منم واسه خودمو بدم.
_نه لازمش ندارم بعدا میگیرم ازت.
عاطفه_خب چیکارم داری؟
_اول بگو مژدگونی بهم چی میدی؟
عاطفه_هیچی بازم بگو شاید یه چیزی دادم.
_عاطی بگو کی اومده؟
عاطفه با ذوق و شوقی که تا ازش ندیده بودم گفت:_آرمان اومده؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...