saeed sadeghi

SaeedCopy

دیر بازیست در این شهر شلوغ، هر کجا مینگرم
غنچه ها پژمرده اند، چهره ها افسرده اند
نفسی هست ولیکن همه دل ها مرده اند
هدفی هست اگر، نیست به جز لقمۀ نانی
شرفی هست اگر، در گرو جاه و مقامی.
همه افسرده و غمگین، همه سرخورده از این دین
همه تسلیم به تقدیر، همه محکوم به تحقیر
نه امیدی است به ماندن ونه شوقی است به رفتن
همه مغروراز آن چیز که بودیم و از آن کار که کردیم
همه ازکوروش و جمشید چه مستیم
غافل از این سخن تلخ که
"امروز"
در اندیشه تاریخ
کجائیم؟ چه هستیم؟ که هستیم؟

امتیاز
139930
دنبال کننده
1868
دنبال شونده
178
16

سلام دوستان امروز اعزام شدم تهران لباس دادن بهمون بعداز ظهر ...

4

لطفا در مورد سوال عکس آخرم نظر بدید

23

سلام دوستان عشق یعنی چی؟ لطفا نظر بدید.

4

چه آزمون دشواریست قلبت را سمت چپ بگذارند و بگویند برو به راه...

4

اگر میدانستم آدم ها را به خاک میسپارند خاک میشدم تا تو را به...

6

تمام غمهایت را به بهترین قیمت میخرم!!!تو فقط قول بده صدای خن...

2

زیباست وقتی قلبی داری که صاحبش خودت هستی،اما زیباتر آنست که ...

کاش ماه همیشه پشت ابر بماند نمی خواهم بدانم،شب مهتاب بی من چ...

8

هر نفس درد است که میکشم،ای کاش یا بودی یا اصلا نبودی.اینکه ه...

1

جناق شکستیم گفتم یادم تورا فراموش،تمام استخوانهایم شکست وفرا...

4

امروز گرگی رادیدم که به خاطر آهویی به گله ی خود خیانت کرده ب...