نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پارت_ (۲ تصویر)

#پارت_۷۷ #آخرین_تکه_قلبم #izeinabii #پارت_ #آخرین_تکه_قلبم نیما:قدم هامو بلندتربرداشتم تا حالا شده حس کنی داری منت میزاری رویزمین و راه میری؟ چاقوی دایی محمدرضاکه به من ارث رسیده بود رو درآوردم و بوسیدم. هوا روبه تاریکی ...

#پارت_۷۷ #آخرین_تکه_قلبم #izeinabii #پارت_ #آخرین_تکه_قلبم نیما:قدم هامو بلندتربرداشتم تا حالا شده حس کنی داری منت میزاری رویزمین و راه میری؟ چاقوی دایی محمدرضاکه به من ارث رسیده بود رو درآوردم و بوسیدم. هوا روبه تاریکی بود با دیدن چهره ی معصوم و ساده ی نیاز آروم رفتم سمتشو دستم ‌گذاشتم ...

#پارت_ 89 نزدیک های ساعت یازده بالاخره از تخت و کتابهای رمانم دل می کنم و پایین می روم . آیدا درحال تخمه شکستن و تماشای فیلم بود . _ رها بیا فیلم ببینیم . ...

#پارت_ 89 نزدیک های ساعت یازده بالاخره از تخت و کتابهای رمانم دل می کنم و پایین می روم . آیدا درحال تخمه شکستن و تماشای فیلم بود . _ رها بیا فیلم ببینیم . لبخندی به دعوتش می زنم و کنارش می نشینم . _ بازم فیلم؟؟؟ _ من ...