چیزی برای پنهان‌کردن نداشتم

و البته از هیچ‌کس خجالت نمی‌کشیدم
از اینکه تو #قوت_غالب قلبم بودی
و هنگامی‌که با کنایه می‌گفتتد:
درخت‌های بی‌معرفت
میوه‌هایشان را در حیاط همسایه می‌ریزند،
با تأسف می‌گفتم:
کاش همسایه بودیم!

چیزی برای پنهان‌کردن نداشتم
چیزِ خجالت‌آوری برای پنهان‌کردن نداشتم
و چون رودی زلال
که عزیزترین سنگِ مسیرش را برق انداخته بود،
می‌خواستم دیگران
مرا تماشا کنند و تورا ببینند

رودی #دیوانه بودم
که #طغیان می‌کرد
زنی دیوانه بودم
که شعر می‌گفت
#لیلا_کردبچه
#جین_ایر
#عشق #عاشقانه #تنهایی #تکست_ناب #تکست_خاص #جذاب
دیدگاه ها (۵)

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

پارت چهاردهم《Custom kiss》 +وای نکنه ش...

007-پنهان در مه - پارت ۷۷

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

Custom bride part : 12

زنی دیوانه که شعر میگفت

NHرودی که می خشکد در او سودای طغیان نیستدورازتو حتی گریــه ک...

NHرودی که می خشکد در او سودای طغیان نیستدورازتو حتی گریــه ک...

NHرودی که می خشکد در او سودای طغیان نیستدورازتو حتی گریــه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط