ویو حیا

ویو حیا
نگاه سنگین جفتشونو حس کردم
جیا: میشه بس کنید بزارد بتخم
تهیونگ: تو چه غلطی کردیییی ( عصبی و کمی داد
جیا: چیکار کردم؟
کوک با حرص چنگالو فشار داد
کوک: موهاتووو زدیی
جیا: بلنده کهه
تهیونگ: .وه نخورر دیشب بلنددد بوددد ( داد
جیا: که چی
کوک: کی بت احازه این کارو داده( عصبی
حیا: خودم
تهیونگ: تو غلط کردی
جیا: موهای خومه بدشم همین الانم بلندهه
کوک: ۳۰ سانت فاصلسسسس
جیا: ازیتم میکرد
کوک: اخه مگه مرض دارییی( داد
حیا: اره
تهیونگ: ادم‌نمیشیی ن
جیا: ن ن ن
از میز بلند شدمو رفتم اتاقممم اح
همش گیر میدن ب شما چه اخه
این همه سال کاری برام نکردید این دوروز برام ادم شدن
در باز شد
کوک با عصبانیت اند تو و درو بست
جیا: هوییی
کوک: که موهاتو میزنیی اره؟
جیا: اخه چیکار داری مگه تو این‌موهارو جمع میکین
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

Heir of Light and Darknesspart : 4+من همینجا پیاده میشم آقام...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

ℙ𝕒𝕣𝕥 𝕋𝕨𝕠 | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌Season Two | ᴘᴀʀᴛ ³ 🖤«از این جا به بعد...

Part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط