{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا از دل دیوانه ی شیدا بنویسم

تا از دل دیوانه ی شیدا بنویسم
ازغربت و تنهایی گلها بنویسم
خواهی که ببینی غم یک کوه پراز درد
بگذار برایت غم خودرا بنویسم
ای یوسف گمگشته بمان تا که برایت
از عشق جگرسوز زلیخا بنویسم
هرگاه که از چشم تو گویم غزلی را
کافیست فقط راز و معما بنویسم
با هر نفست زنده کنی جان ودلم را
بهتر که تورا همچو مسیحا بنویسم
در موج نگاهت شده ام گم چه کنم گر
این قصه به دیباچه ی دریا بنویسم
خواهی که بدانی من و این حال خرابم
یک عاشق دیوانه ی تنها بنویسم
از عشق تو می گویم و ترسی به دلم نیست
مجنون شدنم را چو به هر جا بنویسم
دیدگاه ها (۱۳)

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

نفس خسته ی تو جنس مسیحا شده است یوسف اینبار کمی محو زلیخا شد...

به دیدارت نمی آید دل مشتاق دیروزمچه کردی با دل مجنون که لیلا...

👉 بازنویسی شعر چاپ شده در روزنامه طلوع👉 👇 چاپ امرو سه شنبه 2...

روزی به قصد تشییع و تدفین دوستی بهقبرستان رفتم , در نزد...

آیت‌اله سلطانیان شاعر ایلامی

دیوانه وار هم که عاشقش باشمپای غرور دخترانه ام که بیاید وسطت...

دیوانه وار هم که عاشقش باشمپای غرور دخترانه ام که بیاید وسطت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط