{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان پدر علم حقوق:

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان پدر علم حقوق:


چندی قبل مهمان یکی از دوستان بودم به او گفتم : خروسی داشتید که صبح ها همه را بیدار می کرد چکارش کردید ؟
گفت : سرش را بریدیم..!!
همسایه ها شاکی بودند که خروس شما صبح ها ما را بیدار می کند...!

اینجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند سرش باید بریده شود...!
در روزگاری که همه از
" مرغ " حرف میزنند ...
کسی از خروس نمی گوید...
زیرا
همه به فکر سیر شدن هستند
نه بیدار شدن..!!!
دیدگاه ها (۶۷)

اگه تو شطرنج زندگیت شاه نشدی اون سربازی باش که تک تک مشکلات ...

👈 ‌ بسیار جالب و خواندنی👉 در هنگام جنگ‌جهانی دوم بعد از چند ...

خوش بحال کسانی که زنجیر نمیزنند!!!اما زنجیری از پای گرفتاری ...

پاییز از "مهر" شروع نمیشود...از بی مهریها شروع میشود.

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ------...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق چندی ق...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق چندی ق...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق :چندی ...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ------...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوقچندی قب...

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان, پدر علم حقوق ایرانچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط