ஜ﷽ ஜ

ஜ﷽ ஜ
داستانهای مهدوی (3) #داستان_سوم
امروز، احساس کردم که بیماری ات سبک شده.
با خودت گفتم غسل می کنم و نماز را پشت سر امام می خوانم.

همین کار را هم کردی، ولی بین خطبه ها، بیماری ات دوباره شدت گرفت.

رُمیله از شنیدن مو به موی شرح حالش از زبان امام تعجب کرده بود.

💠 تعجبش وقتی بیشتر شد که امام، به او فرمود:
« هیچ زن و مرد مؤمنی بیمار نمی شود مگر این که ما هم به خاطر او بیمار می شویم.

و اندوهی به او نمی رسد جز این که ما هم اندوهگین می شویم.
و هیچ دعایی نمی کند مگر این که ما آمین می گوییم.
وقتی هم که سکوت کند ما برایش دست به دعا برمی داریم»
رمیله پرسید: فقط با اهالی این شهر اینطورید؟
💠 امیر اهل ایمان، علی بن ابیطالب علیه السلام جواب فرمود که:

« هیچ زن و مرد مؤمنی در شرق و غرب عالم از نظر ما پنهان نیست، مگر این که او با ماست و ما با اوییم.»(

مکیال المکارم، ج 1، ص 503، بحارالانوار،ج 51، ص 140)

@allahplus #بزن_روی_الله_پلاس
🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

🔴 شب جمعه را غنیمت بشمارید....🔵 ابو بصیر از امام باقر (علیه ...

🔺️خیلی عجیب است در متن عربی این حدیث دقیقا این گذاره آمده اس...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

تفسیر آیه ۱۹ سوره مبارکه غافر

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :و نمی‌تواند در آن راه ...

زن فاحشه، نهی‌ازمنکر کرد؛ خدا بخشیدش، نمازش را پیامبر خواند ...

زن فاحشه، نهی‌ازمنکر کرد؛ خدا بخشیدش، نمازش را پیامبر خواند ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :آیت الله مصباح یزدی رحم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :انطباق با عقل و وحی و س...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط