{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق عاقل

عشق عاقل

در عملیات خیبر، دشمن منطقه را با انواع و اقسام جنگ افزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بود. حسین در اوج درگیری به محلی رسید كه دشمن آتش بسیار زیادی روی آن نقطه می‌ریخت. او به یاری رزمندگان شتافت كه ناگهان خمپاره‌ای در كنارش به فریاد نشست و او را از جا كند و با ورود جراحتی عمیق بر پیكر خسته‌اش، دست راست او قطع گردید. در آن غوغای وانفسا، همهمه‌ای بر پا شد. «خرازی مجروح شده! امیدی بر زنده ماندنش نیست.» همه چیز مهیا گردید و پیكر زخم خورده او به بیمارستان یزد انتقال یافت. پس از بهبودی، رازی را برای مادرش بازگو كرد كه هرگز به كس دیگری نگفت: «حالم هر لحظه وخیمتر می‌شد تا اینكه یك شب، بین خواب و بیداری، یكی از ملائك مقرب درگاه الهی به سراغم آمد و پرسید: «حسین! آیا آماده رفتن هستی، یا قصد زنده ماندن داری؟» من گفتم: «فعلاً میل ماندن دارم تا با آخرین توان، به مبارزه در راه دین خدا ادامه دهم.» به همین جهت او تا لحظه آخر، عنان اختیار بر گرفت و هرگز از وظیفه‌اش غافل نماند.
دیدگاه ها (۱)

دعوت پرفیض حسین دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را برای شهی...

آخرین دیدار در مدت جنگ من و پسرم 2 همرزم بودیم. حسین فرماند...

جنگ را فراموش نکنی حسین خرازی تصمیم به ازدواج گرفته بود و ب...

بسم رب الصدیقین خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام: - ما ل...

#او_را_از_آستین_خالی_دستش_بشناس💠 در عملیات خیبر که توام با ...

در عملیات فتح المبین دشمن را در جاده عین خوش با همان تدبیر ف...

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــن بمناس...

زندگی نامه ای کوتاه از شهید حاج حسین خرازی روز جمعه ماه محرم...

🌺 داستان سید ابراهیم و حاج قاسم🌺 💥 مردان خدا همیشه گمنامند و...

هواللهم ارزقني صبراً أتحلى به دائماً، كصبرِ خاتمِ الأنبياء.ا...

❌ اگر آن دنیا خدا از ما پرسید وقتی همسایه‌ات گرسنه بود تو کج...

ما ماموم زمانیم. #امام‌زمان ع#بقیة_الله #امام‌مهدی ع#صاحب‌ال...

محبت روزی است، و تو نمیدانی که روزی تو بکدام قلب نهفته است❤️...

بر اساس روایات کسی که خداوند را بندگی کند، خداوند قلب او را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط