بانو ...

بانو ...
مریض که می شوی
‍‍پرستار می شوم ...
می آیم و می نشینم کنار تخت دلتنگی ات
موهایت را
با دستانم نوازش می کنم
می روم و قرص ماه را برایت می آورم !
تب که می کنی
در حوض شب پاشویه ات می کنم
حوضی که همان قرص ماه در آن است
و پتوی نم‌دار ابر را
رویت می کشم ..
دستانت را در دستم می گیرم
و تا خود صبح برایت دعا می خوانم
غصه نخور نازنینم ...
تا خورشید سلامی دوباره کند
خوب شده ای ...
دیدگاه ها (۰)

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

عشق من ...مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم ک...

بانو ...مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنا...

مریض که می شوی؛پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت د...

مریض ک می شوی پرستار می شوممی ایم و می نشینم کنار تخت دلتنگی...

مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت دل...

بانو ... مریض که می شوی پرستار می شوم ... می آیم و می نشینم ...

مریض که می شوی؛پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت د...

‍ ❤ ️❤ ️‌بانو ...مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می ...

مریض که می شوی پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط