مهدی جان:

مهدی جان:

گرچه عندلیبان غزل خوان بوستانت

شادمانه در ترنم سرود آمدنت

ترانه بهار را می‌سرایند

اما داستان طولانی مشتاقی و مهجوری تو

گو اینکه بهار بی‌حضور تو را، پاییز همیشگی

خسته دلان نموده است

ای بهار ‌ برکت و رحمت

گرچه توان سرودن نام بلندت ما را نیست

امادیدگان ناقابلم را وقف تماشای قامت رعنای

تو نموده‌ام و گوشه نگاهم را به ضریح سبز

بشارت ظهورت، گره زده‌ام ای طلعت رشیده

مولای من:
پس بیا که سر سپردگان حریم ولایت

نوید آمدنت را لحظه شماری می‌کند و چشم

انتظاران ساحل سبز نجاتت، نستوه و پایدار

همچنان تو را می‌خواند


برای تعجیل ظهورش صلوات
دیدگاه ها (۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط