{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو رستوران بودیم

تو رستوران بودیم
دختره با دوستش با یه کلاسی اومد تو
با کلی عشوه menu رو برداشت...
بعد با کلی مکث سرشو آورد بالا و با یه حالت خاصی گفت:۲ تا بام دریت جعفری واسه منو عشقم لدفن...
بعداز اینکه گارسونه کل میز رو گازگرفت گفت: اون بام دریت جعفری نیست!!!
با مدیریت جعفریه!!!

سه نفر در جا سکته زدند
آقای جعفری استعفا کرد
عشقش از طبقه سوم خودشو پرت کرد پایین
گارسونه از بس خندید مرد
ارتش اعلام بی طرفی کرده

من الان تو سی سی یوام!!!
دیدگاه ها (۴)

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو لیلی ___---سکوت سن...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۶ | «هدفِ نقشه» ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط