{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم
دیدگاه ها (۱)

شک کنید ، باطل است:خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان...

خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم و از پی جانان...

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزیتا در میکده شادان و غزل خ...

خرم آڹ روز ڪز اېڹ منزڸ ویراڹ برومراحتــــــ جاڹ طلبم و از پـ...

....

حافظ شیرازی ❤️📚☕

خـرم ان روز کـز ایـــن منـزل ویـران بــروم آسان جان طلبــم و از پـی جـانان بــــروم گـر چــه دانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط