♧♧♧
" -ظلم توی تک تک ثانیههای زندگیهایمان رخنه کرده بود. هر طرف
را که نگاه میکردیم ناعدالتیهای جامعه بهمان پوزخند میزد. از زندانی
حرف میزد که تا ابد به آن محکوم بودیم. از زندانی که در آن حتی
حکم اعدامت را صادر نمیکردند. میزدند و میگفتند ادامه بده، بغضت را
نشکن، دیوانه بازی نکن، شکایت نکن، نخوان، نرقص، ننویس، نمیر! فقط
ادامه بده"...
را که نگاه میکردیم ناعدالتیهای جامعه بهمان پوزخند میزد. از زندانی
حرف میزد که تا ابد به آن محکوم بودیم. از زندانی که در آن حتی
حکم اعدامت را صادر نمیکردند. میزدند و میگفتند ادامه بده، بغضت را
نشکن، دیوانه بازی نکن، شکایت نکن، نخوان، نرقص، ننویس، نمیر! فقط
ادامه بده"...
- ۲.۰k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط