نیکزاد افرسی نیا هرسین .جاودانگی یا عمرکوتاه.مرگ زندگی
قوانین زندگی معنادار از ما انتظار دارندتا به هر قیمتی برنده شویم اما این انتظار را ندارند که دست از نبرد بکشیم
مرگ انگیزه ای نیرومند برای به سرانجام رساندن کارهاست
بنابراین مرگ دور نمایی را ترسیم میکند که در نتیجه ی آن فعلِ بودنِ ما به مسئولیت پذیری مبدل میگردد.
اگر نامیرا بودیم میتوانستیم همه چیز را به تاخیر بیندازیم و دیگر اهمیت نداشت کار مشخصی را درست حالا انجام دهیم یا فردا یا ده سال دیگر. زمانی که نه هیچ مرگی و نه هیچ پایانی پیش رویمان قرار نداشت دلیل خاصی نمی یدیم کار خاصی را در لحظه اکنون انجام دهیم و یا خود را به تجربه ی اکنون بسپاریم.پس طولِ مدت زندگی انسان به خودی خود آن را معنادار نمیکندو کوتاهی احتمالی آن است که زندگی را از بی معنایی دور میسازد .پس تاریخچه ی زندگی یک شخص بخصوص را با تعداد صفحات موجودی که او را به تصویر میکشد قضاوت نمیکنیم بلکه تنها میتوانیم او را با غنایِ محتوای موجود در آن بسنجیم
سوال آیا زندگی شخصی تنها به این دلیل که او از خود فرزندی ندارد میتواند بی معنا باشد؟
پاسخ.. یا زندگی یک فرد معنا دارد و این معنا را حفظ میکند ولو اگر تولید مثلی در کار نباشد و درگیرِ این جاودانگیِ زیستی که میتوان گفت به شدت واهی و فریبنده است نشده باشد یا اینکه زندگی اش معنایی ندارد ، از این رو هرگز نمیتواند صرفا با تلاش برای جاودان سازی خود از راه تولید مثل معنا پیدا کند به این دلیل که
✅ جاودانگی چیزی که ذاتا بی معنا باشد خود نیز بی معناست
✅مرگ درست مثل رنج انسان بخشی از معنای زندگی است پس نه مرگ چ نه رنج ها معنای وجودی انسان را به یغما نمیبرند
و اینجاست که باید به این عجیب پی برد که حضور مرگ به زندگی معنا میبخشد
ترک کهنه پرستی
نیکزاد افرسی نیا هرسین
مرگ انگیزه ای نیرومند برای به سرانجام رساندن کارهاست
بنابراین مرگ دور نمایی را ترسیم میکند که در نتیجه ی آن فعلِ بودنِ ما به مسئولیت پذیری مبدل میگردد.
اگر نامیرا بودیم میتوانستیم همه چیز را به تاخیر بیندازیم و دیگر اهمیت نداشت کار مشخصی را درست حالا انجام دهیم یا فردا یا ده سال دیگر. زمانی که نه هیچ مرگی و نه هیچ پایانی پیش رویمان قرار نداشت دلیل خاصی نمی یدیم کار خاصی را در لحظه اکنون انجام دهیم و یا خود را به تجربه ی اکنون بسپاریم.پس طولِ مدت زندگی انسان به خودی خود آن را معنادار نمیکندو کوتاهی احتمالی آن است که زندگی را از بی معنایی دور میسازد .پس تاریخچه ی زندگی یک شخص بخصوص را با تعداد صفحات موجودی که او را به تصویر میکشد قضاوت نمیکنیم بلکه تنها میتوانیم او را با غنایِ محتوای موجود در آن بسنجیم
سوال آیا زندگی شخصی تنها به این دلیل که او از خود فرزندی ندارد میتواند بی معنا باشد؟
پاسخ.. یا زندگی یک فرد معنا دارد و این معنا را حفظ میکند ولو اگر تولید مثلی در کار نباشد و درگیرِ این جاودانگیِ زیستی که میتوان گفت به شدت واهی و فریبنده است نشده باشد یا اینکه زندگی اش معنایی ندارد ، از این رو هرگز نمیتواند صرفا با تلاش برای جاودان سازی خود از راه تولید مثل معنا پیدا کند به این دلیل که
✅ جاودانگی چیزی که ذاتا بی معنا باشد خود نیز بی معناست
✅مرگ درست مثل رنج انسان بخشی از معنای زندگی است پس نه مرگ چ نه رنج ها معنای وجودی انسان را به یغما نمیبرند
و اینجاست که باید به این عجیب پی برد که حضور مرگ به زندگی معنا میبخشد
ترک کهنه پرستی
نیکزاد افرسی نیا هرسین
- ۱۷.۱k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط