‌
میانِ کتاب‌ها گشتم
میانِ روزنامه‌های پوسیده‌یِ پُر غبار،
در خاطراتِ خویش
در حافظه‌ئی که دیگر مدد نمی‌کند
خود را جُستم و فردا را.

احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

♨️واشنگتن‌پست: ایران مقابل فشارها سر خم نمی‌کندروزنامه واشنگ...

دوباره نانا من که خودم ساختم

چشمهای تو بهترین کتاب عاشقانه ی جهان است،سمفونی نُه بتهوون ن...

📖 «تو، فعلِ بی‌پایانِ قلبِ من»شاید بعضی آدم‌ها را،پیش از آنک...

↤↤↤↤↤ 𝓙𝓮𝓪𝓵𝓸𝓾𝓼𝔂 𝓰𝓪𝓶𝓮 ↦↦↦↦↦

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

محبوب من خیالتان در میان روزهایم ریشه دوانده و هر روز بزرگتر...

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

✨سلام ای آشکارکننده‌ی نشانه‌های حق❤️در روزهای پر از دلتنگی،ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط