پارت سم ۳
یه مطلب
اولن الان مسافرتیم و فقط شاید همین رو بزارم ولی سعی میکنم نتمو تموم نکنم
________________________________________________
ا/ت:خاک تو سر همتون
*الان خونه مایکی اینا ایم*
ا/ت:هعییی این دوریاکی خان که بیدار نمیشه.....من برم توالت
باجی:زنده برگرد
ا/ت:درد کوفت مرز....نمک
باجی:هرهر
*ا/ت در حال اندیشیدن در توالت*
ا/ت:*ذهن*
هممممم مگه با مژه برای محافظت از چشم نداریم....
دل:خب آره
ا/ت:ولی چرا وقتی چیزی میره تو چشممون اوون مژمونه
دل:ودف راس میگی بیا بهش فکر کنیم
معده:من گشنمه
ا/ت:گه داریم میخوری
معده:نمک چقد خندیدم وایی
قلب:یااااا ارنننن بنی دازاااای اووون چیههههه عررررررر
دل:ودف معده اون چیه
معده:فکر کنم شکلاته
بازو:نه مایکی ع
مغز:عرررررر سووسک
ا/ت:مرز*برداشتن دمپایی و کشیدن شلوار بالا*
معده:برو دلاورررر شیر پدر و نان مادر حلالت
مغز:شیر مادر و نان پدر حلالت کص مغز
معده:اما تو مغزی
ا/ت:خفه شید عععععععع بالدارهههههه
ا/ت*خارج ذهن*عررررررررررر دازااااااییییی سااااان کجایییییی که یادت بخیر سووووووسک
باجی:چیه ا/ت
باز کردن در با لگد
باجی:عهههههههههههه مامیییییییییی*و زارت*
ا/ت:کس کش برو اونور*پریدن از رو سر باجی*
سوسک:خدایی شما چه مرگتونه من دارم میرم بیرون
باجی:این خوابه این.....*غش کردن*
ا/ت:از کی تاحالا سوسک ها حرف میزنن
سوسکه رف تو دهن باجی و رف تو حلقش
باجی:ععععععععع عووووق*سعی در بالا آوردن سوسک
ایزانا:چه مرگتونه خونه رو گذاشتین رو سرتون
کاکوچو:هعی سوسک سوسک سوسک میکنین.....سوسک بره تو کونتون
ا/ت:سو.....سوسکه......رف..تو دهن باجی.....
ایزانا:*شک*
کاکوچو:هرهرررررررر خخخخخخخخخ
ایزانا:عررررررررر خخخخخخخخخ خدااااااااااا*در حال جر خوردن*
میت:کسی پاره شده
ا/ت:خخخخ....سو....سوسک.....رفته....خخخ.تو دهن باجی........واییییییییییی
میت:سوووووسک خوردییییی بااااجی چه مزه اییی بو
همه:عزرررررر خدااااااااا
*و اونشب میتسویا نتونست جون کسی رو نجات بده جون خودش شهید شد*
R.I.P تاکاشی میتسویا
مرگ بر اثر جر خوردگی زیاد
*بریم سر داستان*
همه انقد خندیدن به دل درد گرفتن
ایزانا داره هرچی خورده رو بالا میاره
کاکوچو داره گریه میکنه
مایکی داره از جر خوردگی زیاد کون کن چین جونشو پاره میکنه
اما و دخترا هم دارن پاره میشن
.......
حالا ا/ت این وسط داره..........
تو کامنتا بگید داره چه گوهی میخوره
اولن الان مسافرتیم و فقط شاید همین رو بزارم ولی سعی میکنم نتمو تموم نکنم
________________________________________________
ا/ت:خاک تو سر همتون
*الان خونه مایکی اینا ایم*
ا/ت:هعییی این دوریاکی خان که بیدار نمیشه.....من برم توالت
باجی:زنده برگرد
ا/ت:درد کوفت مرز....نمک
باجی:هرهر
*ا/ت در حال اندیشیدن در توالت*
ا/ت:*ذهن*
هممممم مگه با مژه برای محافظت از چشم نداریم....
دل:خب آره
ا/ت:ولی چرا وقتی چیزی میره تو چشممون اوون مژمونه
دل:ودف راس میگی بیا بهش فکر کنیم
معده:من گشنمه
ا/ت:گه داریم میخوری
معده:نمک چقد خندیدم وایی
قلب:یااااا ارنننن بنی دازاااای اووون چیههههه عررررررر
دل:ودف معده اون چیه
معده:فکر کنم شکلاته
بازو:نه مایکی ع
مغز:عرررررر سووسک
ا/ت:مرز*برداشتن دمپایی و کشیدن شلوار بالا*
معده:برو دلاورررر شیر پدر و نان مادر حلالت
مغز:شیر مادر و نان پدر حلالت کص مغز
معده:اما تو مغزی
ا/ت:خفه شید عععععععع بالدارهههههه
ا/ت*خارج ذهن*عررررررررررر دازااااااییییی سااااان کجایییییی که یادت بخیر سووووووسک
باجی:چیه ا/ت
باز کردن در با لگد
باجی:عهههههههههههه مامیییییییییی*و زارت*
ا/ت:کس کش برو اونور*پریدن از رو سر باجی*
سوسک:خدایی شما چه مرگتونه من دارم میرم بیرون
باجی:این خوابه این.....*غش کردن*
ا/ت:از کی تاحالا سوسک ها حرف میزنن
سوسکه رف تو دهن باجی و رف تو حلقش
باجی:ععععععععع عووووق*سعی در بالا آوردن سوسک
ایزانا:چه مرگتونه خونه رو گذاشتین رو سرتون
کاکوچو:هعی سوسک سوسک سوسک میکنین.....سوسک بره تو کونتون
ا/ت:سو.....سوسکه......رف..تو دهن باجی.....
ایزانا:*شک*
کاکوچو:هرهرررررررر خخخخخخخخخ
ایزانا:عررررررررر خخخخخخخخخ خدااااااااااا*در حال جر خوردن*
میت:کسی پاره شده
ا/ت:خخخخ....سو....سوسک.....رفته....خخخ.تو دهن باجی........واییییییییییی
میت:سوووووسک خوردییییی بااااجی چه مزه اییی بو
همه:عزرررررر خدااااااااا
*و اونشب میتسویا نتونست جون کسی رو نجات بده جون خودش شهید شد*
R.I.P تاکاشی میتسویا
مرگ بر اثر جر خوردگی زیاد
*بریم سر داستان*
همه انقد خندیدن به دل درد گرفتن
ایزانا داره هرچی خورده رو بالا میاره
کاکوچو داره گریه میکنه
مایکی داره از جر خوردگی زیاد کون کن چین جونشو پاره میکنه
اما و دخترا هم دارن پاره میشن
.......
حالا ا/ت این وسط داره..........
تو کامنتا بگید داره چه گوهی میخوره
۴.۰k
۱۲ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.